ضرورت اطلاع استاد و مربی انسان نسبت به حقایق امور
4بعضیها هستند ما درباره آنها میگویم: خدا هم نمیداند چه خلق کرده؟!! خدا هم خبر ندارد این موجودی که درست کرده چه از آب درمیآید؟!!
فصول اشیاء برای ما ناشناخته است، ما فقط یک اطّلاعی از عوارض اشیاء میتوانیم پیدا بکنیم، این گوسفند بعبع میکند، بعبع از چه ناشی میشود؟ چه احساسی کرده که دارد بعبع میکند؟ آیا بعبع او همیشه یک جور است؟ یا هر بعبعی یک حال و هوایی دارد، یک معنایی دارد؟ ما که نمیدانیم فقط میگوییم دارد بعبع میکند. امّا اگر یک حضرت سلیمانی یا حضرت موسایی که زبان حیوانات بداند، بیاید میگوید: این بعبعی که این میکند، این را میگوید، آن بعبع پنج دقیقه پیش یک چیز دیگر میگفت. اینها را آنها میفهمند، داستان زبان حیوانات را که میدانید! در مثنوی هست، همهمان شنیدهایم.
ما نمیفهمیم، ما اطّلاع نداریم، خیال میکنیم گوسفند فرقش با گاو فقط همین است، گاو هم فرقش با شتر این است، این یک مقدار زورش بیشتر است، آن یک مقدار وزنش بیشتر است، آن نمیدانم پشمش بیشتر است، این یک خرده اطّلاعاتی است که ما داریم. امّا اینکه واقعا این گوسفند چیست؟ و در چه عالمی هست؟ و در چه حال و هوایی هست؟ و چه شده است که این به این شکل درآمده؟ و چرا آن گاو به این شکل باید دربیاید؟ چه شده؟ چه قضیهای اتّفاق افتاده؟ با اینکه هر دو حیوانند. خب در این که هر دو حیوانند که شکی نداریم ولی با یک حیوان بودن گفتن مطلب تمام نیست. چه شده که این گوسفند وقتی حیوان شده باید به این شکل دربیاید، ولی یک شیر، یک پلنگ، یک گرگ، وقتی حیوان میشود به آن شکل درمیآید؟ این چه قضیهای در اینجا اتفاق افتاده؟ با اینکه هر دو حیوانند و هر دو با چهاردست و پا راه میروند، اما این یکی علف میخورد، آن یکی میدرد.
آن خصوصیتی که در اینجا هست را ما اطّلاع نداریم که از آن به فصل تعبیر میآورند. این مطالبی که عرض میکنم برای رسیدن به آنچه که میخواهم بگویم خیلی مهم است. یا به فصل تعبیر میکنند یا به «صورت ماهوی».

