اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اطلاع استاد و مربی انسان نسبت به حقایق امور

14094
سال 1434
نسخه عربی

ضرورت اطلاع استاد و مربی انسان نسبت به حقایق امور

7
  • آن بالا هیچ خبری نیست، عالم سکون، عالم اطمینان، عالم سکوت، عالم طمأنینه، عالم امنیت، عالم رَوْح و روحانیت، از شلوغی خبری نیست، از داد و بیداد خبری نیست، از بیا و برو خبری نیست، از تو و منی خبری نیست، از این و آنی خبری نیست، همه دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، آنجا هم مراتب مختلف دارد. تو کردی، تو چرا نکردی، تو چرا به جای من ... این خبرها نیست!

  • من نباشم تو نیستی، من نباشم چیز نیست، اینها همه‌اش تخیلات ماست در این عالم، همه‌اش تخیلات است، خیال می‌کنیم اگر نباشیم عالم کن‌فیکون می‌شود! نه آقا یک سر سوزنی قطره آبی از جایش تکان نمی‌خورد.

  • جهان چون خط و خال چشم و ابروست***که هرچیزی به جای خویش نیکوست‌1
  • حضرت موسی اگر در آن موقع اطّلاع داشت و در آن رتبه وجودی آن حیوان کوچک قرار می‌گرفت، این اعتراض را به خدا نمی‌کرد. حضرت موسی هست به جای خود؛ اما حضرت موسی‌ای که مقام جمع دارد، با حضرت موسی‌ای که در حال سیر است، دوتاست. درست است در هر دو مقام مقامِ وحی است، اما خود حضرت موسی در مراتب کمالی خودش، که ارتباطی به وحی ندارد، آن مراتب مراتب ذات و کمال خودش است، وحی مربوط به مطالب عادی و مطالب ظاهری و احکامی است که مربوط به مردم است، حضرت موسی در مراتب کمالی خودش و در تربیت نفسانی خودش و استکمال وجودی خودش، مطالب برایش دفعتاً واحدةً و خلق‌الساعة نبوده است؛ یواش‌یواش، کم‌کم، هی رتبه، رتبه، رتبه، تا اینکه رسیده به آنجایی که طبعا باید به آنجا برسد، تازه به آنجا هم که رسیده هنوز نسبت به آنچه که دیگر از انبیاء و ائمّه و اولیاء به آن مطالب رسیده‌اند، هنوز جای حرف دارد.

  • چطور اینکه راجع به حضرت ابراهیم علیه‌السلام است که می‌فرماید (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكتابَ وَ آتَيناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ‌2؛ در دنیا نه، ولی در آخرت این خلعت به او پوشانده خواهد شد و او به مقام صَلوح خواهد رسید. درست؟ حضرت ابراهیم که پدر انبیاء به او می‌گویند: ابوالأنبیاء. قضیه این‌طوری است، این‌طور نیست که همه در یک رتبه باشند. راجع به این قضیه صحبت شده، مطالب گفته شده، داستان حضرت سلیمان و داوود بهترین شاهد در اینجا هست، داستان حضرت یونس در اینجا چقدر می‌تواند برای فهم انسان مؤثّر باشد؟ که چگونه خود انبیاء در مراتب سلوک نفسانی خودشان دارای مراتب تربیت بوده‌اند، و هی نکته به نکته و پله به پله آن‌ها این مراتب را طی می‌کردند.

    1. گلشن راز، شيخ محمود شبسترى
    2. سوره العنكبوت (٢٩) آيه ٢٧.