فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
9یا امام و یا فردی که متّصل به امام علیهالسلام باشد، یعنی مستقیماً بپرسد و پاسخ بشنود، یا از راه باطن به مسائل اشراف داشته باشد که او ولی خدا و عارف کامل است نه هر چغندر فروش و خیار فروشی عارف کامل و ولی کامل فقط میتواند نسبت به این مسئله از نفس قدسی و ملکوتی امام علیهالسلام اخذ کند و خرج کند؛ او فقط میتواند.
و ما هم میبینیم، ما هم میبینیم و شنیدهایم، خواندهایم در تاریخ، اینطرف، آنطرف، مسائلی که بوده، مطالبی که اتّفاق افتاده، قضایایی که اتّفاق افتاده، افرادی که آمدهاند و خواستهاند اینگونه عمل کنند و موفّق هم نبودهاند، اشکال همین است، اشکال اینجاست.
این امام علیهالسلام اگر قرار باشد خودش را فدا کند، فدای باطن خودش میکند، یعنی این ظاهر فدای باطن میشود، ظاهر از بین میرود تا اینکه آن باطن از بین نرود. آن باطن اسلام نیست، آن باطن ولایت امام علیهالسلام است، که مساوی با اسلام حقیقی و اسلام واقعی است.
حالا که اینطور شد، ولی بحث زیاد است حالا وارد نشویم پس بنابراین چطور انسان میتواند به آن اسلام واقعی از مقدّمه خلاف برسد؟ چون در دو نقطه مقابل هم قرار دارند، این دیگر امکان ندارد. اسلام ظاهری که همین اسلام جناب معاویه و یزید و عبدالملک مروان و منصور دوانیقی و مأمون و هارون است، این خب بله، این با بستن آب به روی لشکر امیرالمؤمنین هم میخواند، با دروغ و کلک هم میخواند، با خانه دختر پیغمبر را آتش زدن هم میخواند، با کشتن امام رضا و هشت سال امام زمان خود را موسی بن جعفر در زندان نگه داشتن و بعد هم آن قضایا و حبس کردن، میخواند. این اسلام اسلامی است که هست، نماز جمعه سر جایش است، حجّ سر جایش است، روزه سرجایش است، همه چیز سرجایش است، عیب ندارد، امام هم هشت سال در زندان باشد، در غل و زنجیر، عیبی ندارد، مسئلهای نیست، مشکلی نیست. امام رضا را هم میکشیم، به او سم میدهیم و در همان سناباد و مشهد هم دفنش میکنیم و بعد هم سینه میزنیم، بلند میشویم و مجلس را ختم میکنیم، میرویم؛ مشکلی پیدا نمیشود، مسئلهای پیدا نمیشود. درست شد؟ دختر پیغمبر را هم تکهتکه میکنیم و علی را هم میکشانیم و شمشیر بالای سرش نگه میداریم که یا بیعت میکنی یا با شمشیر میزنیم از وسط نصفت میکنیم. مگر نگفتند؟ همه در تاریخ هست.

