لزوم قدرشناسی نسبت به ودیعۀ الهی در نفس انسان
16برای چه وعده سر خرمن بدهیم؟ برای چه؟ این را میگویند پا از حدّ خود دراز كردن! بیش از حدّ انسان پا دراز بكند و از خطّ قرمز كه مقام عبودیت است تجاوز بكند. خدا هم خط قرمز برنمیتابد.
ملائكه در اینجا گفتند كه خدایا این بشری كه داری درست میكنی، این بشر اهل فساد است، ما اهل عبادتیم، عبادت بر فساد مقدّم است؛ پس چرا ما باید سجده به آدم كنیم؟
اگر ملائكه خبر داشتند بر اینكه در نفس آدم چه هست، خب دیگر اعتراض نمیكردند؛ پس ملائكه خبر از آنچه كه در نفس انسان است ندارند. آنچه كه در نفس انسان است چیست؟ همان است كه ملائكه تا قبل از آدم به خاطر آن خدا را سجده میكردند. پس حالا فهمیدید چه خبر است؟ اینجا دیگر مسائل خیلی عجیب است. خیلی عجیب.
مرحوم آقا میفرمودند: ما یك شب كاظمین بودیم، شب خیلی گرمی بود نه اینكه هوا گرم بود، رفقا گرم بودند صحبتشان گرم بود و یك شخصی هم از طهران آمده بود از همین اهل علم، مطلب را كشاند به مسائل جبرئیل و مسائل وحی و این كه چه ظرفیتی باید جبرئیل داشته باشد كه بر همه آدمیان بر همه خلائق و حتّی ملائكه دیگر به نحوی تفوّق و اعتلاء داشته باشد كه تمام واردات علمی آنها مستند به افاضه نفس حضرت جبرائیل بخواهد باشد، همه پیغمبران، همه عوالم وحیشان، اولیاء، سایر مردم، خلائق، اینها، این چه ظرفیتی هست؟ چه خلقتی هست؟ این چه سعه وجودیای هست كه تمام این مسائل را در برمیگیرد و همه مستند به جبرئیل هستند؟.
خب این مطلب مطلب خوبی است و مطلب قابل صحبت و بحثی است. در همین حین كه صحبت میكردند و این یك چیزی میگفت، دیگری یك مطلب به نظرش میرسید، آقای حدّاد رضوان اللَه علیه هم سرشان پایین بود. یك دفعه سرشان را بلند كردند گاهگاهی ایشان یك همچنین حالاتی داشتند یكدفعه مثل كسی كه از این قیل و قال بچه مكتبیها حوصلهاش سر رفته باشد. شما بروید یك جا ببینید مثلا ده پانزده بچه پنجساله، ششساله، نشستهاند حرف میزنند، یكی دو ساعت شما را هم آنجا خفت كردهاند كه تكان نخورید چون باید حرف اینها را بشنوید.

