هدف و غایت از سلوک
13گفتم بله بنده درس شروع کردم.
گفتند در کجا؟
گفتم در منزل.
گفتند مگر من به تو نگفتم که در خارج از منزل باید درس شروع کنی؟ در منزل؟ برای چه باید در منزل درس شروع کنی؟
خب ما هم حوصله نداشتیم، آنموقع مثلاًنمیخواستیم خیلی همچین رسم و رسومات و فلان و...اگر منظور بحث و مطالب علمی است که خوب به گوش همه هم میرسد، چطور اینکه رسیده، بالاخره مبانیای که ما مطرح کردیم و میکنیم به گوش همه میرسد. و هست، در دسترس هست. ایشان فرمودند که: نه خیر! شما باید چه کنید و این حرفها و در منزل نباید باشد.
بعد ایشان فرمودند که: آن درس دو نفری که گفتم شما رفتید؟
گفتم بله رفتم، فلان آقا را رفتم یک هفته ، و فلان آقا را هم دو ماه ـ ظاهرا دو ماه شد، حالا شاید دو ماه کمتر شد ـ شرکت کردم.
گفتند: خب نظرت چیست؟ چرا دیگر نرفتی؟
من یک کلام بهشان گفتم: گفتم آقا با عرض جسارت خدمتتان عرض کنم، گفتم آقا من غیر از شما و علامۀ طباطبایی مجتهدی نمیشناسم!
ایشان زدند زیر خنده!
گفتم اگر میفرمایید میروم!
گفتند: نه! حالا که اینطور است، دیگر خودت میدانی، همین فقط میخواستم بروی و بدانی.
گفتم: من فقط یکی شما را میدانم و یکی خدا رحمت کند مرحوم علامۀ طباطبایی را، والسلام. و خب البته مطالب دیگری هم گفتند که خب دیگر اینجا جایش نیست، شاید اهانتی بشود و بنده معذور هستم از اینکه خلاصه بخواهم خدای نکرده به کسانی که فوت کردهاند و کسانی که هستند... علی کلّ حال هرکسی دارد در این دنیا اجر زحمات خودش را میبرد، و کار خودش را دارد میکند. مهم این است که انسان در نیت، نیتش خالص باشد، نیتش نیت پاک باشد. این را خواستم چون بعضی سوالهایی شده بود خواستم در ضمن، اسطرداداً این مطلب را عرض کنم که بنده آن دو تایی که درس گفتند شرکت کردم، منتها خب عرض کردم که دیدم رفتنم فقط باعث دردسر برای آقایان هست و خیلی هم آقایان مثل اینکه مایل به ایجاد مزاحمت نیستند، لذا ما دیگر مجلس را با اهلش واگذار کردیم به کسانی که میخواهند آنجا بیشتر استفاده کنند و این صحبت و بحث و جدال ما مخلّ به سکوت و آرامش آنهاست.

