هدف و غایت از سلوک
17مرحوم آقا در روح مجرد راجع به بعضی از افراد که نقل کردند تازه خیلی از چیزها را نگفتند. کارهایی اینها انجام میدادند که من اصلاً نمیتوانم بگویم. امور غیر عادی و خارق العادههایی انجام میدادند که اصلاً تابهحال من یکیاش را نگفتم به کسی، تابهحال هم اینهایی که گفتم حتی در جلسات خصوصی هم گفتم، اینها همه مطالب پایین بوده است، قضایایی که برای من نقل میکرد و اسراری که به من میگفت اصلا قابل گفتن نیست. یک همچنین آدمی در مقابل ولیّ خدا آمد ایستاد، بیادبی کرد. چنان با سر زدندش زمین که تا الآن هم دارد میرود! تا الآن هم دارد میرود!
اینها همه به خاطر... خیال نکنیم حالا یک شخصی مقامی پیدا کرد دیگر کارش تمام استها! این حرفها نیست. هم آنچه که مربوط به اینجاست از آنجا آمده، هم آنی که از باطن است از آنجا آمده... صاحب امانت فقط یکی است، صاحب علم یکی است، صاحب اعطاء و مواهب یکی است، صاحب کرم یکی است، صاحب فیض فقط یک نفر است. این است قضیه. مسئله این است.
خلاف خلاف است، هرکسی در هرجا و در هر نقطهای که میخواهد باشد، باید مواظب باشد جایگاه خودش عوض نشود. همیشه ما بدهکاریم، همیشۀ روزگار ما بدهکاریم، امام سجّاد در همان وقتی که این دعای ابیحمزه را دارد عرضه میدارد به پروردگار، بدهکار است! این امام سجاد بدهکار است! اگر بدهکار نبود اینطور نمیفرمود به ما و به خدا اینطور عرضه نمیکرد. در حال بدهی دارد حضرت این دعای ابی حمزه را تعلیم ابی حمزه میکند. در حال بدهکاری با خدا نه در حالت طلبکاری. خدایا ـ گفتم آن شب ـ حواست باشد با که طرف هستیها! این امام سجاد است دارد با تو حرف میزندها! مواظب باش یک وقتی ملائکه اینطرف و آنطرف پسوپیش نکنند، من خلاصه جایگاهمان باید محفوظ باشد، وضعیتمان باید محفوظ باشد، من امام سجادم، من علی بن الحسینم، من واسطۀ بین تو و بین خلقم، من ریسمان وجود و نزول فیض تو هستم از آن مبدأ اعلی به همۀ تکثرات عالم کثرت، در هر مرتبه و در هر شأن و مقام، حواست باشد.

