اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدف و غایت از سلوک

14186
سال 1434
نسخه عربی

هدف و غایت از سلوک

19
  • این چه را می‌رساند؟ این این را می‌رساند که رسول خدا در این نفسش هیچ چیز وجود ندارد! صفر! هیچی نیست! فقط و فقط و فقط شده آینه! فقط شده آینه! ستاره در او بتابد، ستاره منعکس می‌کند، ماه در او بتابد ماه منعکس می‌کند، خورشید بتابد، خورشید درخت بتابد، درخت، آینه شده! کاملا آینه شده! 

  • عرض کردم، دم شتر به زمین رسیده‌ها! اینطور نیست... چقدر ما باید حالا کار کنیم؟

  • امام سجاد می‌گوید کار بکن، نه اینکه کارت را بگذار کنار، ولی کارت را به حساب نیاور. این کاری که می‌خواهی به حساب بیاوری، خدا می‌گوید خب به حساب آوردی یعنی تویی دیگر! یعنی «من» این کار را انجام دادم برای «تو»!

  • که به تو توان داد که انجام دادی؟ بلند شدم نماز شب خواندم، ای خدا، این ملائکۀ تو همه نگاه کردند، حالا امشب بلند شو! تا می‌خواهد بلند شود، آخ کمرم! صاف خوابید!

  • چند روز پیش کمر ما گرفت، و خب خیلی بهتر است الآن. جایی بودم بنده، تنها هم بودم، یک دفعه این کمر ما گرفت، یک دیسکی که قبلا داشتیم، هر چند سالی یک‌دفعه گاهی یک بی‌ملاحظگی‌هایی می‌کنیم. من نیم ساعت روی زمین نشستم، نتوانستم پایم را ده سانت بیاورم جلو، یعنی ده سانت نمی‌توانستم پایم را حرکت بدم، همین‌طورنشسته بودم، گفتم خب می‌نشینیم دیگر! هرچه شد! دیگر چکارش کنیم؟ همینطور نشستیم قشنگ! گفتیم خدایا این طور که نمی‌شود دیگر! راه بینداز! دیگر یک طوری با زور و هنّ و هون، یک چند متری رفتیم فلان و این حرف‌ها. البتّه خب خیلی بد شد. صاف کمر... حالا پاشو نماز شب بخوان! مگر نمی‌گویی نماز شب خواندم، خدایا برای تو، همۀ ملائکه‌ات همه صف به صف ایستاده بودند داشتند به من نگاه می‌کردند، این عبد صالح پروردگار ایستاده دارد نماز شب می‌خواند و ما را بدبخت و بیچاره کرده با این نماز شب خواندنش. حالا پاشو بخوان! که به تو سلامتی داد؟ که بلندت کرد؟ تو را که چکش به سرت می‌زدند هم بلند نمی‌شدی! که بلندت کرد؟ که تو را موفق کرد؟ که این نیت را انداخت در دلت که بلند شوی؟ نیت خیر را که انداخت که انفاق کنی؟ پول را که آورد داد به تو که انفاق کنی؟ اگر به فلان‌کس ما در سرش نمی‌انداختیم که بیاید این کار را انجام بدهد بعد بیاید جنس را از تو بخرد، یا دلش را به درد نمی‌آوردیم که بیاید مطب تو و تو معالجه‌اش کنی! بالاخره کسی که می‌آید مطب، آدمی که سرش درد نکند که نمی‌آید آدم سالم که نمی‌رود مطب، می‌رود؟ کله‌اش که درد نمی‌کند! بالاخره یک جایی‌اش باید درد کند، بر حسب فنون مختلفه و تخصص‌های مختلف، باید یک جایی‌اش درد کند تا برود دیگر. تا یک جاییش درد نمی‌کرد که نمی‌آمد مطب تو، می‌نشست در خانه‌اش، شما هم می‌نشستی و شما هم می‌نشستی این‌طوری باد می‌زدی، آن هم در خانه‌اش باد می‌زد. ما این مرض را انداختیم به جانش، بلکه بلند شد بیاید سوار ماشین بشود بیاید مطب تو، حق طبابت را بگذارد، و خیلی هم تشکر بکند، تو هم یک غبغبی بیندازی به خودت و هان! نسخه را ما دادیم و درست به آن عمل بکن، ان‌شاء‌اللَه خوب می‌شوی و ما را هم دعا کن و بقیه هم إن‌شاء‌اللَه دعا می‌کنند. که این کار را کرد؟ ما کردیم! خب حالا چرا داری پزش را به خودمان می‌دهیم؟ چرا داری به حساب خودت می‌گذاری؟