اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدف و غایت از سلوک

14186
سال 1434
نسخه عربی

هدف و غایت از سلوک

20
  • آنی که می‌خواهد بیاید یک ساختمان بسازد، اگر ساختمان نمی‌ساخت که بلند نمی‌شد برود در دفتر مهندس بگیرد بنشیند، نقشه را این‌ور، نقشه را آن‌ور. خب می‌نشست در خانه‌اش دیگر. اگر می‌خواست مثل حضرت موسی عریش کعریش موسی باشد، چهار تا چوب ببرد بالا که دیگر مهندس نمی‌خواد، مهندس و آرشیتکت... چهار تا می‌گذارد عین این چیزهای صحرایی و چند تا چوب هم می‌گذارد فرض کنید می‌رود زیرش، آفتاب و فلان و این حرفها... خب دیگر این مهندس و نقشه و هال و فونداسیون و این حرف‌ها را نمی‌خواهد، خدا می‌اندازد در کله باید بروی خانه بسازی، باید اتاق داشته باشد، هال داشته باشد، حمام داشته باشد، حمام از همه مهم‌تر است، زیر زمین داشته باشد، از این‌ها، خب چکار کنم؟ من که نمی‌توانم نقشه بکشم، من که تیر و تیرچه و فلان و این حرفها بلد نیستم. پا می‌شود می‌رود آقای مهندس شما تشریف بیاورید لطفاً این را بفرمایید. آن هم بله! بسیار خب شروع می‌کند چی می‌خواهید، نیازهاتان چیست و این حرف‌ها، بیان می‌کند و بعدش هم خب یک حق‌الزحمه‌ای می‌‌گذارد. هان؟ همۀ دنیا دارد این‌طور می‌گردد، غیر از این است؟ غیر از این است؟

  • شما هم خیال می‌کنید از آنطرف علی آباد هم یک شهری است و عالم قحط شده و یک آقای طهرانی این وسط پیدا شده، و بلند شویم برویم سؤال... نه بابا. بلند شوید بروید جاهای دیگر. خب البته بله از نظر انتساب به آن بزرگ، به مرحوم آقا، خب دیگر جای شرمندگی و خجالت است که بیاییم و اصلا خودمان را منتسب بکنیم به این‌طور مطالب. که دارد این‌ها را انجام می‌دهد؟ همۀ دنیا همین است آقاجان! عزیز من. واقع را بیاییم حساب کنیم، حقیقت را بیاییم ببینیم، انقدر به تکثرات توجه نکنیم، به تعلقات توجه نکنیم. هم من نیاز به شما دارم، هم شما نیاز به رفیقتان، هم به همدیگر، ولی همۀ این‌ها برگشتش به فقط آن بی‌نیازِ اصل است، و آن بی‌نیازی که همۀ نیازها متوجه اوست، این را مرحوم آقا می‌خواستند در گوش ما بکنند، این قضیه، که مسئله این است. امام سجّاد در این فقرات این را میخواهند بفرمایند، دیگر بیش از این نیاز به گفتن این مطالب نیست، گفتیم دیگر این را هم امشب بگوییم در ضمن صحبت و این‌ها که مطلب به آن نحوه‌ای که امام علیه السلام به دنبالش هست تا حدودی مسئله روشن شده باشد. حضرت وقتی می‌فرمایند خدایا آرزوی بزرگی دارم، ولی عملم ناتوان است، دیگر ما خودمان تا آخر خط بفهمیم چیست قضیه، عملم ناتوان است، عملت را به حساب نیاوری‌ ها! نیایی با خدا معامله بکنی‌ها! نیایی در مقابل لطف و فیض خدا عملت را...