هدف و غایت از سلوک
21ـ خدایا من الآن دارم کار میکنم! من الآن دارم تحقیقات میکنم! من الان دارم این مطالب را دستهبندی میکنم! من الان در خانه انقدر وقت گذاشتم! من الان برای انتشار این قضیه انقدر چی کار میکنم! داریم میگوییم دیگر! داریم خودمان... اینها همه غلط است! اینها را همه را انسان انجام میدهد، باید هم انجام بدهد، چرا بیاید این عملی که باید، و میشود، میشود این عمل را صافتر هم انجام داد، چرا بیاییم خودمان خرابش کنیم؟ بیاییم قاطی کنیم؟ چرا؟ چرا آن عمل اصلی و صاف را به همان صاحبِ ناز، چرا به او نسبت ندهیم؟ چیزی برای خودمان نگه نداریم: خدایا این توفیق را خودت دادی، همتش را هم خودت دادی، وقتش را هم خودت دادی. اگر کمرم درد میگرفت ـ خب گرفت دیگر! ما نیم ساعت آنجا نشستیم، راحت! خوب! ـ
حالا این را درست کن! خدا میگوید بابا یک ذره پیچش را شل وسفت میکنم بابا افتادهای! یک ذره! نه زیاد. تکان نمیتوانی بخوری، دستت را هم نمیتوانی تکان بدهی.
یک شب چند سال پیش بود که من آن خونریزی اثنیعشر را کرده بودم در مشهد و اینها، تنها هم بودم، من نصفه شب یکدفعه بلند شدم، دیدم اِ؟ چرا اینطوری هستیم؟ البته خب یک حال خاصی بود. بعد من خواستم دستم را حرکت بدهم، دیدم حتی دستم را نمیتوانم حرکت بدهم! همینطور خوابیده دستم را نمیتوانم حرکت بدهم!
بلند شو دیگر! آی اینهمه ادعا و مدعا و فلان و این حرفها، بلند شو بیا!
شب مثل اینکه یک یا دوم ماه مبارک هم بود، یا اول یا دوم، یک بیاحتیاطی کرده بودیم و بعد هم بدون سحری روزه گرفته بودیم و خلاصه دو سه مسئله دست به دست هم داده بود. دستم را هم دیدم نمیتوانم حرکت بدهم. یعنی واقعا این مطالب ... من این که خدمتتان عرض کردم شبهای گذشته که خدا برای انسان این مطالب را باید پیش بیاورد، فقط به خواندن و شنیدن و گوش دادن نیست. اگر ما بخواهیم این عبارتهای امام سجاد را واقعا بفهمیم، خدا خودش در طول زندگی مواردی را پیش میآورد ـ منتها باید حواس را جمع کرد که گرفت و آن مطلب را نگذاشت که از بین برود و رویش ترتیب اثر داد و رویش انسان برنامه را، وضعیت خودش را روی آن قرار بدهد ـ وقتی حضرت میفرمایند خدایا از عفو خودت با من عطا کن، نه بر اساس عمل خودم، یعنی چه؟ یعنی دیگر وقتی که داری با خدا حرف میزنی میگویی ایّاک نعبد و ایّاک نستعین دیگر کارها را نباید به حساب بیاوری. شما که دارید نماز میخوانید، به جای اینکه این نماز خودش اظهار نیاز ما باشد، به حساب بانکی ما، ما میآییم این نماز را میگذاریم! حساب بانکی، چند تا بانک داریم الآن؟ ماشاءاللَه! تسبیح را برداریم هی بشماریم! خب انشاءاللَه که خدا بیشتر کند، که بخیل است؟ انقدر که الآن بانک داریم خدا صد برابرش کند! هرچه بیشتر خب بهتر!

