اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

14134
سال 1434
نسخه عربی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

6
  • گفت خب اجازه می‌فرمایید؟

  • گفتم بفرمایید.

  • و خلاصه قطع شد.

  • فردا دوباره رفتیم خدمت آقا نشستیم و دیدیم نه خیر! شروع کردیم صحبت کردن و فلان و این چیزها و دیدم که خب ایشان هم حالشان نسبت به مطالب مختلف، مختلف بود. هر حرفی را همیشه نمی‌شود زد. آن دیروز که اصلا نمی‌شد صحبت کرد. اصلا! گفتیم آقاجان سلام علیکم!

  • ـ علیکم السلام!

  • ـ فرمایشی ندارید؟

  • ـ نه خیر آقا! بفرمایید!

  • امروز دیدیم نه، حالا یک حال و احوالی می‌شود کرد و حالا یک خورده چیز و اینها... نشستیم و ... ولی دیدیم که نه! از اینجا دیگر پایمان را درازتر نباید بکنیم. اینجا حدّش است و...

  • خداحافظی کردیم و رفتیم منزل.

  • ایشان تلفن فرمودند: آقا!

  • ـ بله؟

  • ـ سلام!

  • ـ علیکم السلام!

  • ـ چطور است حال شریف؟

  • ـ الحمدلله!

  • ـ خب آقا مطالب را خدمت آقا عرض کردید؟

  • ـ نه، نشد نتوانستیم.

  • ـ اِ! عجب آقا چرا اینطوری است؟

  • گفتیم که حالا خب بالاخره شد دیگر، انشاءاللَه...

  • بعد گفت که انشاءاللَه فردا فراموش نمی‌شود.

  • گفتم حتما، حتما، حتما در خدمتتان هستیم.

  • دیگر به آن یک وجب و این‌ها نرسید.

  • دیگر برای پس‌فردا، برای روز سوم رفتیم و دیدیم که نه، ایشان، مرحوم آقا حالشان مساعد هست و شروع کردیم به صحبت و فلان، بعد گفتم: آقاجان در ضمن آقای فلانی هم برای اذکارشان...

  • ـ الآن حوصله ندارم آقا!

  • اِ! چرا این بیچاره انقدر بدبیاری آورده؟ نه پریروزش؟ امشب حالا جوابش را چه بدهیم؟ این حالا... آن شب که به وجب گذشت، دیشب هم که یک خورده چیز و امشب حتما باید پی را به تنمان بمالیم دیگر حالا چه خواهد شد...

  • یکدفعه دیدیم ایشان تلفن کرد و ما هم برداشتیم: 

  • ـ سلام علیکم آقاحالتان چطور است؟

  • ـ آقا دیگر توفیق پیدا کردید مطالب ما را؟

  • اینطور می‌گفت!

  • ـ توفیق پیدا کردید؟

  • گفتم نه آقاجان هنوز توفیق پیدا نکردم.

  • دیدم دیگر زد آنطرفش: آخر آقا این درست است آخر؟ این درست است؟ اینطور آدم برخورد کند با تقاضاهای رفقا و دوستان؟