دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
6این مرحوم آقا شیخ حسین، مرحوم آقا میفرمودند این مرد اینقدر بزرگ بود که وقتی که به این مطالبی که در ارتباط با عرفا و حالات عرفا و بزرگان و اینها میرسید خودش را اینقدر کوچک میکرد و اینقدر پایین میآورد و اینقدر خود را ناچیز میدید که ما میگفتیم شائبه یک نوع تظاهر است و تصنعا دارد این الفاظ را مثلا به کار میبرد، این تعابیر را ایشان دارد به کار میبرد، یک وقت در همین بحث اجتهاد و تقلید بود که در این روایتی که از امام صادق علیه السلام است و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هوی مطیعا لامر مولا، اصلا این روایت را آدم یک خرده فکر کند [میگوید] این چی چی است و ما کجائیم؟ حضرت چی دارد میفرماید ما در چه فضاهایی هستیم! اصلا خودمان خندهمان میگیرد، خندهمان میگیرد، یعنی گفت از گریه کارم گذشته که دارم میخندم، از گریهها گذشته، یعنی اینقدر هوا پس است و اینقدر اوضاع قاراشمیش است و اینقدر شیر تو شیر است که قضیه از گریه گذشته، فقط آدم خندهش میگیرد، فقط خندهاش میگیرد، واقعا من که هنگ کردم نمیدانم بقیه...، من که هنگ کردم و نمیدانم چه بگویم.
اگر امام صادق علیه السلام این را معیار قرار داده، ما که هنگ کردیم، فقط همین یک کلمه خیال میکنم تعبیر رسایی باشد برای ما فی الضمیر، ایشان میفرمودند مرحوم آقا شیخ حسین حلی وقتی که این عبارت را میخواند که شأن مرجعیت در چه حدی است و انسان باید چه مطالبی را رعایت کند، چه عوالمی را در نظر بگیرد، همینطور شروع میکرد اشک از چشمهایش ریختن [روی] این محاسنش و میگفت این یک مقامی است که خدا به بعضی از خاصان درگاه خودش از غیر معصومین، اصلا صحبت معصومین نمیکرد، نه! از غیر از معصومین به خاصان درگاهش داده و منِ الاغ را چه به این که بخواهم اصلا در این مجال فکر کنم! ببینید، معلوم است این آدم اهل تصنع نیست، این آدمی که میآید اینجور صحبت میکند این مثل اینکه یک چیزی اینجایش هست، خلاصه یک چیزهایی خدا اینجا گذاشته، تو این، اینجوری نمیآید حرف بزند، اینجوری نمیآید چیز کند.

