دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
3یک روز یادم است مرحوم آقا درد دل میکردند، درددل میکردند و نمیدانم حالا غیر از من هم کسی بود یا نبود، یا شایدم بودند، از بعضی از دوستان شاید هم بودند، میگفتند این اساتید سابق وقتی یکی میآمد پیششان، اول کاری که میکردند میگفتند که هر چی دارایی و سرمایه داری بردار بیاور، هر چی داری بردار بیاور، خب طبعا طرف از دو حال خارج نبود، یا میدید که هوا پس است دمش را میگذاشت روی کولش و الفرار، میرفت و دیگر هم پیدایش نمیشد، یا اینکه میدید نه! بالاخره خب آیا ارزشش را دارد یا ندارد؟! یعنی من شبها میدانید راجع به این قضیه تاکید میکردم حالا این یک نمونهاش، این هم این، مصداقش، شاهد حیّ و حاضرش، این همه من میگفتم که باید انسان آن مقصد را کعبۀ آمالش قرار بدهد، و تمام تصرفاتش، کارهایش، برنامههایش، در راستای آن هدف باید جهتگیری پیدا کند، به آن طرف باید سمتگیری پیدا کند، ها! به آن قضیه این برای همین مطلب بود که آدم بفهمد آنچه را که در نیت دارد چقدر برایش ارزش دارد.
برای امام سجاد علیه السلام ارزش دارد، حضرت میفرماید که عظم یا سیدی املی، آرزوی خیلی بزرگی را در سر دارم، حضرت سجاد علیه السلام هم کسی نیست که به مسئله وارد نباشد، وقتی دارد این حرف را به خدا عرضه میدارد که امام است، به مقام ولایت کبرایِ الهیه رسیده، تمام عالم وجود زیر نگین اون دارد الان میچرخد، قضیه شوخی نیست، پس معلوم است راست میگوید، درست دارد میگوید، درست دارد مناجات میکند، میگوید عظم یا سیدی املی، آرزوی خیلی عظیمی من در دل و در سر دارم.
خب این آرزو چیه؟ به همۀ دنیا که رسیدی شما، شمای امام سجاد علیه السلام، به عالم ماده که اشراف داری، به عالم ملک و ملکوت که اشراف داری، نه تنها اشراف داری یک اشراف علمی، بلکه اشراف شما نسبت به عالم ملک و ملکوت اشراف عینی و اشراف حضوری است و به عنوان علم حضوری که همان حصهای از وجود است این اطلاع شما و این اشراف شما وجود دارد. این به خاطر این مسئله است.

