دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
5مرحوم پدر ما میفرمود من کتابهایی که نوشتم خیال نکنید که من فقط برای شماها نوشتم، من برای آن زن نصرانی در آن طرف دنیا نوشتم این کتاب را، سفره برای همه پهن شده، برای همه این مسیر آماده شده، منتهی ما به واسطۀ عدم اطلاعمان نسبت به قضایا و از یک طرف که خب البته ناشی میشود از توجه به کثرات و به تعلقات دنیا و به گرفتاریها از این طرف، این باعث میشود که این قضیه به آن اهمیتی که دارد در نزد ما جلوه نکند، میگوییم آه خدا! اصلا حرفش را هم نزن آقا، اصلا حرفش را هم نزن! این برای فوقش یک عدهای بوده، یک عده خاصی بوده، یک افرادی بوده اصلا حرفش را هم نزن.
به قول مرحوم آقا شیخ حسین حلی مرحوم آیت اللَه و آن عالم بزرگ و متضلع که مرحوم آقا نقل میکردند که من مانند ایشان، متبحر در فقه ندیدم!، در آن سنواتی که ایشان چیز بودند، و هفت سال هم پیش ایشان درس خواندند دیگر، هفت سال و خوردهای، خیارات مکاسب، تا آنجایی که یادم میآید، و اجتهاد و تقلید که همین اجتهاد و تقلید که الان طبع شده همین درسهایی است که مدتی ایشان پیش مرحوم حاج حسین حلی خواندند، مرد خیلی بزرگی بود، مرد خیلی...، من در آنجا در پاورقی آوردم چیزهایی، اگر رفقا مطالعه کنند اهل فضل و اهل علم، آنجا بعضی از چیزهایی را آوردم از ایشان، خصوصیات ایشان، و خیلی آدم بیهوایی بود، مرحوم حاج شیخ حسین حلی آدم بیهوایی بود، و قطعا و قطعا از مرحوم حکیم، آیت اللَه حکیم اعلم بود ولی جوری ابراز میکرد که هیچ باعث حساسیت و سوء ظن و بعضی از تخیلات و توهماتی که طبعا در اینگونه مجالها برای افراد پیدا میشود، به واسطه وسوسه خناسها و آن بادمجان دور قابچینها و آنهایی که خلاصه میآیند و دل و دین ما و ایمان ما را میگیرند و میبرند و مرحوم آقا بارها ما را برحذر میداشتند از اطرافیان و میفرمودند الحذر از اطرافیانتان، الحذر.

