دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
7منِ الاغ را چه به اینکه بیایم اصلا راجع به این عوالم صحبت کنم، اصلا راجع به اینها...، این مربوط به یک عده خاصان درگاه و...، این مرد بزرگ با این همه عظمت که اعلمیتش بر مرحوم آقای حکیم قطعی و مثل اظهر من الشمس بود بلند میشد میرفت در مجلس استفتاء مرحوم آقای حکیم به سوالات و چیزها جواب میداد، پاسخ نامهها و مجلس استفتائی که همه دارند، سوالاتی که میآید سوالات فقهی و اینها، آقایان همه دارند، مجلسی دارند فضلا همه میآیند مینشینند و صحبت میکنند و آن مطلب را به دست میآورند، و ایشان میآمد به عنوان مسئول مجلس استفتاء مرحوم آقای حکیم به سوالها جواب میداد.
کجا دیگر مثل اینها هست؟ کجا مثل اینها پیدا میشود؟ توجه کردید؟ کجا مثل اینها دیگر هست؟ گاه گاهی ما با بعضی از مطالب و فتاوا و برایمان یک ایمیلهایی میآید، وقتی نگاه میکنیم میبینیم فلان آقا فتوا داده میزنم دام در سرم!! به به به! ماشاللَه ماشاللَه! چی چی چی!
میگویم خب بالاخره انشاللَه مثل اینکه از علائم آخر زمان است، این مسائل مثل اینکه از علائم آخر الزمان است، این مسائل، این مطالب، خب امام سجاد علیه السلام این مسئله را فهمیده، متوجه شده، حالا کی به حضرت سجاد علیه السلام یک همچین گارانتی داده و تضمین داده که شما که الان به مقام امامت رسیدید دیگر کارت تمام شد؟ نه! یک همچین چیزی نیست، حضرت سجاد علیه السلام که تازه فهمیده آنجا چه خبر است، تازه فهمیده آن مقام ربوبی چیه، تازه فهمیده آن مقام انس چیه، تازه فهمیده مقام غیرت پروردگار چیه، تازه فهمیده که...، ما نمیفهمیم، ما فعلا داریم حرف میزنیم، خب میگوییم اینقدر به ذهنمان رسیده و اینقدر بهمان گفتند و با همین هم خوشیم، با همین هم که میدانیم خوشیم، اما وقتی که یک شخص برود و به آن مقام برسد، آیا همین طرز تفکر را دارد که ما الان داریم؟ همین؟ یعنی همین برداشتی را نسبت به مقام ربوبی دارد که ما الان داریم؟ چرا امیر المومنین علیه السلام در تمام عمرش نگفت فزت و رب الکعبة، آن زمانی گفت فزت و رب الکعبة که شمشیر ابن الملجم آمد؟ آن موقع تازه دید که پرونده تمام شد، آن موقع، قبلا که نگفت.

