ضرورت غنیمتشمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان
18خدا این روزه را گذاشته است كه ما را درست كند، ما را آدم كند، ما را متوجه كند، به سمت خودش بكشاند، بیكار بوده بردارد بگوید: آقا، یك ماه بردارید صبح تا غروب روزه بگیرید؛ و آنوقت ما اینجوری بیاییم فتوا بدهیم: آقا برو روزهات را بخور و بگذار زمستان بگیر بهتر است اصلًا تشنه
نمیشوی! صبحانه را خورده آدم تا شب اصلًا گشنه نمیشود، كه زمستان حالا بخواهد روزه بگیرد یا نگیرد.
این روزه را خدا برای این گذاشته است، كه بفهمی، بچشی، گرسنگی بیاید سراغت، یك خرده از تعلقات بیرون بكشدت، یك خرده از توهّمات درت بیاورد، یك خرده از تخیلات بیرونت بكشد! بعد وقتی كه روزه تمام میشود: عجب! چه حالی پیدا كردم، با قبل از ماه رمضانم فرق كردم. هان! این همانی است كه خدا میخواهد. با قبل از ماه رمضان انسان احساس تغییر نمیكند؟ شما كه احساس میكنید ما نكنیم شما احساس میكنید دیگر، میبینید حال قبل از ماه رمضانمان یكجور بود و الآن، این اواخر یكجور است، هی دلمان میخواهد كه ماه رمضان كش پیدا كند، بیستوپنجم، بیست وششم كه میآید آنهایی كه به آنها چسبیده، ماتم میگیرند: ای داد بیداد دارد تمام میشود، ای داد بیداد سهروز مانده، ای دادبیداد دوروز مانده، این ای دادبیداد ... به خاطر اینكه خوش گذشته است. اگر خوش نگذرد: آخ جون دوروز دیگر تمام میشود راحت میشویم دیگر بابا میافتیم به هر چی خوردن و ... آن كسی كه اینجور میگوید معلوم است كه نه خیلی به او خوش نگذشته و چیزی گیرش نیامده.
پس باید بدانیم این پیغمبر رحمت كه میفرماید: فان الشقى من حرم رضوان اللَه، چه مطلبی را میخواهد به ما حالی كند، چه قضیه مهمی را میخواهد بگوید، میخواهد بگوید كه: اى آدم، اى كسى كه من آمدم برايت، براى دستگيرى تو آمدم، تشريع را براى تو آوردم، اين احكام را براى تو آوردم، بدان كه چه چيزى الآن در دستت قرار دادهام، چه كيميايى در دستت قرار دادم، چه گوهرى در دستت قرار دادم، قدرش را بدان، مبادا شقى بشوى، مبادا ماه رمضان بيايد و برود و آن استفادهاى كه بايد بكنى و آن منظور و مقصودى كه بايد انجام بشود آن مقصود حاصل نشده باشد.

