اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت غنیمت‌شمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان

0
سال 1435

1ـ بحث پیرامون واژه هرب در کلام امام سجاد علیه السلام: و أنا یا سیّدی عائذٌ بفضْلِک هاربٌ منک إلیک مُتنَجِّزٌ مّا وعدتَ مِن الصَّفح عَمَّن احسنَ بک ظنّاً. 2 علّت انتظار بزرگان برای حلول ماه مبارک رمضان. 3 تاکید بزرگان بر تشرف به اعتاب مقدسه بعد از ماه مبارک رمضان و آثار زیارت آنها بر نفس. 4 عظمت و جلال حضرت قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام. 5 اثر مخرّب شنیدن اخبار بی‌فائده در نفس، و تاثیر مثبت اصوات مطهره. 6 نظام عالم، نظام تربیت است؛ تمام اتفاقات را به حساب خدا نگذارید. 7ـ تأثیر نیت، در هموار شدن مقدّمات و مسیر آن نیّت برای انسان. 8ـ خطر اعتماد به نفس در مسیر الی اللَه و ذکر داستانی پیرامون این مطلب. 9 روایت امام حسن عسکری علیه السلام: کسی که بخواهد با ما باشد و ما را تایید کند ... 10 آیۀ کتب علیکم الصیام... تاکید بر صوم به نحو واجب مطلق است نه مشروط؛ و سفر بهطور کلی در ماه مبارک رمضان مکروه است و اگر به قصد فرار از روزه باشد حرام است. 11 آمدن وقت، برای نماز شرط وجودِ واجب است نه شرط وجوب؛ و نماز در هر جایی واجب است. همچنین حج ـ برخلاف نظر مشهور ـ واجب مطلق است. (و شخص از حین تکلیف باید به دنبال اتیان حج و جمع کردن مؤونه باشد) 12ـ حدیث رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم: فان الشقی من حرم رضوان اللَه فی هذا الشهر العظیم؛ و تطبیق شقی ِ بر کسی که از روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان گریزان است.

ضرورت غنیمت‌شمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان

6
  • بعد از آنجا رفتیم سر مزار جدّ خودمان حضرت‌زیدبن‌علی، وقتی وارد شدیم خنده‌ام گرفت، آن رفیقمان خدا حفظش كند گفت: چرا داری می‌خندی؟ گفتم: الآن زبان حال این جدم را به خودم می‌گویم، می‌گوید: مرتیكه تو برداشتی در كتابت من را رد كردی، حالا بلند شدی آمدی سر قبر من؟ عجب بچه ناخلف و بچه چموشی من دارم! گفتم: ببخش ما را دیگر ما جرأت و جسارت كردیم و دیگر عفو از بزرگان است و ... می‌خندیدیم و خلاصه ... بعد دیدم واقعاً مقام دارد یعنی حضرت‌زید و این مطالبی كه مرحوم‌آقا راجع به حضرت‌زید گفتند راجع به مقامات و ... خُب اینها همه به جای خود محفوظ، امّا علی‌كل‌حال‌ ايشان امام نبود و خطاهايى مرتكب شد، قيامش بدون اجازه امام بود. گفتم: ببین ما بچه ناخلفت هستیم، چموش هستیم، جفتك می‌اندازیم، لگد می‌اندازیم، هر چه بگویید هستیم ولی خلاصه شما با ما راه بیا، ما در مسائل واقعی و مسائل حقیقی كوتاه نمی‌آییم، یعنی در آنچه را كه مربوط به حیطه و شئون امامت است. خود شما هم الآن دیگر در آن دنیا كه رفتید دارید حرف‌های این بچه ناخلفت را، این بچه چموش را، می‌بینی كه خیلی هم بد و بیراه نگفته، خلاصه اگر چه جسارت كرده و تجری و اینها كرده ولی همچین حالا خیلی هم می‌توانیم [بگوییم بد نگفته.]

  • آنجا حقایق برای انسان روشن می‌شود، در آن عالم مسائل برای انسان روشن می‌شود، مسائل كشف می‌شود؛ خلاصه گفتم كه: خودت هم می‌دانی دیگر جدّ ما هستی و ما هم امید به شفاعتت داریم و ما را هم إن‌شاءاللَه شفاعت می‌كنی ولی این مقدار را دیگر باید شما به ما این اجازه را بدهی كه وقتی كه مسائل واقعی و مسائل حقیقی و قضیه امامت و شئون امامت و ولایت مطرح است دیگر ما در آنجا المأمور معذور آنجا عذر ما را می‌پذیری. خُب ایشان هم با بزرگواری خودشان می‌پذیرند و پذیرفتند.