
ضرورت غنیمتشمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان
1ـ بحث پیرامون واژه هرب در کلام امام سجاد علیه السلام: و أنا یا سیّدی عائذٌ بفضْلِک هاربٌ منک إلیک مُتنَجِّزٌ مّا وعدتَ مِن الصَّفح عَمَّن احسنَ بک ظنّاً. 2 علّت انتظار بزرگان برای حلول ماه مبارک رمضان. 3 تاکید بزرگان بر تشرف به اعتاب مقدسه بعد از ماه مبارک رمضان و آثار زیارت آنها بر نفس. 4 عظمت و جلال حضرت قاسم بن موسی بن جعفر علیهم السلام. 5 اثر مخرّب شنیدن اخبار بیفائده در نفس، و تاثیر مثبت اصوات مطهره. 6 نظام عالم، نظام تربیت است؛ تمام اتفاقات را به حساب خدا نگذارید. 7ـ تأثیر نیت، در هموار شدن مقدّمات و مسیر آن نیّت برای انسان. 8ـ خطر اعتماد به نفس در مسیر الی اللَه و ذکر داستانی پیرامون این مطلب. 9 روایت امام حسن عسکری علیه السلام: کسی که بخواهد با ما باشد و ما را تایید کند ... 10 آیۀ کتب علیکم الصیام... تاکید بر صوم به نحو واجب مطلق است نه مشروط؛ و سفر بهطور کلی در ماه مبارک رمضان مکروه است و اگر به قصد فرار از روزه باشد حرام است. 11 آمدن وقت، برای نماز شرط وجودِ واجب است نه شرط وجوب؛ و نماز در هر جایی واجب است. همچنین حج ـ برخلاف نظر مشهور ـ واجب مطلق است. (و شخص از حین تکلیف باید به دنبال اتیان حج و جمع کردن مؤونه باشد) 12ـ حدیث رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم: فان الشقی من حرم رضوان اللَه فی هذا الشهر العظیم؛ و تطبیق شقی ِ بر کسی که از روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان گریزان است.
ضرورت غنیمتشمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان
6بعد از آنجا رفتیم سر مزار جدّ خودمان حضرتزیدبنعلی، وقتی وارد شدیم خندهام گرفت، آن رفیقمان خدا حفظش كند گفت: چرا داری میخندی؟ گفتم: الآن زبان حال این جدم را به خودم میگویم، میگوید: مرتیكه تو برداشتی در كتابت من را رد كردی، حالا بلند شدی آمدی سر قبر من؟ عجب بچه ناخلف و بچه چموشی من دارم! گفتم: ببخش ما را دیگر ما جرأت و جسارت كردیم و دیگر عفو از بزرگان است و ... میخندیدیم و خلاصه ... بعد دیدم واقعاً مقام دارد یعنی حضرتزید و این مطالبی كه مرحومآقا راجع به حضرتزید گفتند راجع به مقامات و ... خُب اینها همه به جای خود محفوظ، امّا علیكلحال ايشان امام نبود و خطاهايى مرتكب شد، قيامش بدون اجازه امام بود. گفتم: ببین ما بچه ناخلفت هستیم، چموش هستیم، جفتك میاندازیم، لگد میاندازیم، هر چه بگویید هستیم ولی خلاصه شما با ما راه بیا، ما در مسائل واقعی و مسائل حقیقی كوتاه نمیآییم، یعنی در آنچه را كه مربوط به حیطه و شئون امامت است. خود شما هم الآن دیگر در آن دنیا كه رفتید دارید حرفهای این بچه ناخلفت را، این بچه چموش را، میبینی كه خیلی هم بد و بیراه نگفته، خلاصه اگر چه جسارت كرده و تجری و اینها كرده ولی همچین حالا خیلی هم میتوانیم [بگوییم بد نگفته.]
آنجا حقایق برای انسان روشن میشود، در آن عالم مسائل برای انسان روشن میشود، مسائل كشف میشود؛ خلاصه گفتم كه: خودت هم میدانی دیگر جدّ ما هستی و ما هم امید به شفاعتت داریم و ما را هم إنشاءاللَه شفاعت میكنی ولی این مقدار را دیگر باید شما به ما این اجازه را بدهی كه وقتی كه مسائل واقعی و مسائل حقیقی و قضیه امامت و شئون امامت و ولایت مطرح است دیگر ما در آنجا المأمور معذور آنجا عذر ما را میپذیری. خُب ایشان هم با بزرگواری خودشان میپذیرند و پذیرفتند.
