ضمانت اولیای الهی به پیروان خود
12ولی همه اینها همانطوری كه قبلا هم خدمت رفقا عرض كردم همهاش بر پایه فهم و ادراك است، تا انسان نسبت به موقعیت خودش و خطیر بودن امر خودش و عاقبت خودش و اینكه چه در پیش دارد و اینكه چه موقعیتی را خدا به او داده است و اینكه چه چیزی را از دست میدهد اگر نسبت به این امور اطّلاع نداشته باشد، آن انگیزه كافی و آن اهتمام كافی و آن حركت كه امام علیهالسلام از او تعبیر به هارب دارد میكند، میفرماید: كه هاربٌ منك إلیك، من دارم به سوی تو شتاب میكنم.
ما هم داریم شتاب میكنیم؟! شتاب؟! چه كسی شتاب میكند؟! واقعاً ما داریم به سوی خدا شتاب میكنیم؟! یعنی این حركت ما، این روش ما، این منش ما در زندگی شتاب به سوی خداست؟! حضرت دارند این را میفرمایند من دارم به سوی تو شتاب میكنم، یا اینكه نه ما یك جوری میگذرانیم، یك جوری كه نه سیخ بسوزد و نه كباب، به یك نحوی به یك كیفیتی میگذرانیم و مسئله به یك كیفیتی به اصطلاح روشن میشود، مسئله حل میشود.
یك روز منزل مرحوم آقا جلسه بود خیلی وقت پیش، من كوچك بودم، آن موقع افرادی كه میآمدند منزل ایشان شاید از هفت هشت نفر تجاوز نمیكردند افرادی كه از رفقای ایشان بودند و با ایشان انس خاصّی داشتند. كاملًا برای من مشخص بود نحوه آمدن اینها، نحوه اهتمام اینها، یكی را نگاه میكردی میدیدی اصلًا قبل از اینكه آفتاب بزند درب خانه است، یكی را نگاه میكردی خب سفره صبحانه پهن كردند و وسط سفره رسیده، یكی را نگاه میكردی وقتی كه ایشان شروع میكردند به صحبت هفت هشت نفر بیشتر نبودند خیلی جمعیتی نبود رسیده، یكی را نگاه میكردی میدیدی آخر وقتی همه صحبتها تمام شده آمده، آره آمدیم و ماشین گیرمان نیامد و دیر شد.
سوال میكردیم كه كی از خانهات بیرون آمدی مثلا میگفت بیست دقیقه پیش، این هم یكی بود، اگر به تهدیگش انشاءاللَه برسیم غنیمت است فرض كنید كه تبرّك است، یعنی تبرك را داشته باشیم فعلا.

