اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضمانت اولیای الهی به پیروان خود

0
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ یکی از مطالب مهم و حیاتی سلوک که بدون آن راه سلوک طی نمی‌شود، خوف و رجاء است و آن مانند سوخت است برای حرکت سالک. 2ـ مطالبی پیرامون خوف و رجاء در ادعیه و کیفیت مناجات اهل بیت علیهم السلام وجود دارد که حاکی از تضرّع واقعی آنها می کند و به‌هیچ‌وجه تصنّعی و ساختگی نبوده است. 3ـ بسیاری از کسانی که دچار ابتلائات شدند، درک صحیحی از خوف و رجاء نداشته‌اند. کسی که به مقام عزّ ربوبی معرفت پیدا کند دائماً در خوف و رجاست و حالت امنیّت ندارد. 4ـ داستان شخصی که مبتلا به رجاء شده بود و تصور می‌کرد با صرف رسیدن به اولیاء، کار تمام شده است، اما عاقبت کارش به‌جایی رسید که به مرحوم علامه طهرانی توهین می کرد. 5ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: برخی از کسانی که خدمت بزرگان می‌رسند، خیال می‌کنند دیگر کار تمام است. 6ـ برگشت مردم بعد از رسول خدا از امیرالمؤمنین به‌ خاطر خوف از موقعیّت دنیایشان بوده است. 7ـ سقیفۀ بنی ساعده از قبل برنامه ریزی شده بود. 8ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: سقیفۀ بنی‌ساعده همین الآن وجود دارد، راه امیرالمؤمنین هم الآن هست، اگر صادق باشی در راه امیرالمؤمنین هستی و اگر سرت را درون برف کنی و خودت را گول بزنی، اهل سقیفه‌ای. 9ـ امام علیه السلام زنده و مرده ندارد و او همین الآن از میزان صدق شما نسبت به راهتان با خبر است. 10ـ اهل بیت میزان صداقت ما را نسبت به ادعایی که می‌کنیم می‌فهمند. (داستان یکی از اساتید که جانش در خطر بود و از روی صدق و استیصال به سیدالشهدا سلام داده بود) 11ـ ائمه، بزرگان و اولیاء نسبت به خداوند، خوف و رجاء بی‌نهایت دارند؛ زیرا برای خود تضمین و اطمینانی نمی‌بینند. 12ـ معنای تضمین در کلام اولیاء این است که «ما هوای شما را داریم و مراقب شما هستیم ولی باید عمل کنید». 13ـ تا انسان نسبت به موقعیّت خود فهم پیدا نکند، انگیزه و اهتمام کافی و هرب و شتاب واقعی که امام می‌فرماید برای او ایجاد نمی‌شود. 14ـ نحوۀ درک و فهم هر کس و میزان اهتمام او، مسیر زندگی‌اش را تعیین می‌کند.

ضمانت اولیای الهی به پیروان خود

12
  • ولی همه اینها همان‌طوری كه قبلا هم خدمت رفقا عرض كردم همه‌اش بر پایه فهم و ادراك است، تا انسان نسبت به موقعیت خودش و خطیر بودن امر خودش و عاقبت خودش و اینكه چه در پیش دارد و اینكه چه موقعیتی را خدا به او داده است و اینكه چه چیزی را از دست می‌دهد اگر نسبت به این امور اطّلاع نداشته باشد، آن انگیزه كافی و آن اهتمام كافی و آن حركت كه امام علیه‌السلام از او تعبیر به هارب دارد می‌كند، می‌فرماید: كه هاربٌ منك إلیك، من دارم به سوی تو شتاب می‌كنم.

  • ما هم داریم شتاب می‌كنیم؟! شتاب؟! چه كسی شتاب می‌كند؟! واقعاً ما داریم به سوی خدا شتاب می‌كنیم؟! یعنی این حركت ما، این روش ما، این منش ما در زندگی شتاب به سوی خداست؟! حضرت دارند این را می‌فرمایند من دارم به سوی تو شتاب می‌كنم، یا اینكه نه ما یك جوری می‌گذرانیم، یك جوری كه نه سیخ بسوزد و نه كباب، به یك نحوی به یك كیفیتی می‌گذرانیم و مسئله به یك كیفیتی به اصطلاح روشن می‌شود، مسئله حل می‌شود.

  • یك روز منزل مرحوم آقا جلسه بود خیلی وقت پیش، من كوچك بودم، آن موقع افرادی كه می‌آمدند منزل ایشان شاید از هفت هشت نفر تجاوز نمی‌كردند افرادی كه از رفقای ایشان بودند و با ایشان انس خاصّی داشتند. كاملًا برای من مشخص بود نحوه آمدن اینها، نحوه اهتمام اینها، یكی را نگاه می‌كردی می‌دیدی اصلًا قبل از اینكه آفتاب بزند درب خانه است، یكی را نگاه می‌كردی خب سفره صبحانه پهن كردند و وسط سفره رسیده، یكی را نگاه می‌كردی وقتی كه ایشان شروع می‌كردند به صحبت هفت هشت نفر بیشتر نبودند خیلی جمعیتی نبود رسیده، یكی را نگاه می‌كردی می‌دیدی آخر وقتی همه صحبت‌ها تمام شده آمده، آره آمدیم و ماشین گیرمان نیامد و دیر شد.

  • سوال می‌كردیم كه كی از خانه‌ات بیرون آمدی مثلا می‌گفت بیست دقیقه پیش، این هم یكی بود، اگر به ته‌دیگش ان‌شاءاللَه برسیم غنیمت است فرض كنید كه تبرّك است، یعنی تبرك را داشته باشیم فعلا.