اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

0
سال 1435

شرح فقزه وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1 هرب به معنای حرکت سریع و با شتاب به سوی چیزی بدلیل اشتیاق خیلی زیاد به آن است و یا به معنای فرار با شتاب زیاد از چیزی بدلیل ادراک خطر بزرگ و قطعی آن است. 2 در دعای امام سجاد علیه السلام هرب به معنای حرکت با شتاب بسیار بسوی خدا به دو دلیل اشتیاق زیاد به خدای متعال و همچنین ترس بسیار زیاد از او می باشد. 3 در آیات قران هم این دو معنا با تفاوت در الفاظ بیان شده است: سابقوا الی مغفره من ربکم و ففروا الی اللَه 4 خداوند به کسانی که به او حسن ظن دارند وعده بخشش داده است. 5 سالک باید در جذب نفحاتی که او را از کثرات درمی آورد از دیگران سبقت بگیرد و شتاب کند. 6 بیان معیار رفع کدورت فیمابین اشخاص با لحاظ عزت نفس مومن و همچنین لحاظ وضعیت نفسانی شخص مقابل به این معنا که اگر این اقدام باعث افزایش انانیت و تشدید نفسانیت طرف مقابل بشود نباید نسبت به رفع کدورت پیش قدم شد ولی در غیر اینصورت عزت نفس مومن مانعی برای اقدام بر رفع کدورت نمی باشد. 7 اقدامات عملی انسان بر طبق موازین و دستورات، که بر خلاف نفس باشند از دهها سال نماز شب و عبادت اثرش بر رفع تعلقات و هواهای نفسانی بیشتر است. 8 عباداتی امثال نمازشب زمانی اثر مطلوب دارند که انسان اثر آنها را در خارج و اجتماع به عینیت برساند، لذا صرف نماز شب خواندن اثر خاصی بر حرکت انسان از عالم کثرات به سمت عالم توحید ندارد. ذکر داستان گذشت و رفع کدورت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه با یکی از اقوامشان. 9 لازمه هرب و فرار انسان به سوی خداوند اطلاع و بصیرت شخص بر موقعیت خود و همچنین عطمت خداوند است. وقتی که این دو موقعیت روشن شد آن موقع جرقه ای زده می‌شود که خرمن نفسانیات و کثرات انسان را به آتش می‌کشاند و همه را می‌سوزاند و هیچ اثری باقی نمی‌گذارد. 10 در فقره وَ اجْعَلْ قَلْبِى بِحُبِّك مُتَيمًا متیم معنایی فراتر از شوق و رغبت دارد و به معنای دیوانه و مَنگ است، یعنی شخصی به واسطۀ ورود واردات، قدرت و استقلال و ثبات خودش را از دست بدهد، و اصلاً حیران خداوند بشود.

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

4
  • می‌بیند دیر شد و دارد مسأله تمام می‌شود، قضیه دارد می‌گذرد، فرصت دیگر نمی‌ماند، این یك‌قسم.

  • قسم‌دوم این است كه یك خطری انسان را تهدید می‌كند، فرض كنید كه: سیلی دارد می‌آید، انسان می‌بیند معطل كند سیل او را گرفته، دوپا دارد چهارپای دیگر هم قرض می‌كند به نحوی حركت می‌كند كه سه‌تا پشتك همان اوّل می‌زند و نمی‌فهمد چطوری ... یا اینكه فرض كنید كه: یك حیوان درنده‌ای دارد به او حمله می‌كند این اصلًا نمی‌داند چطوری فرار می‌كند، یا یك آتش سوزی دارد اتّفاق می‌افتد، یا یك هواری دارد انجام می‌شود، یك قضیه‌ای دارد انجام می‌شود، دیده‌اید دیگر. گاهی در همین عكس‌ها و ... وقتی كه افراد با یك خطری مواجه می‌شوند اصلًا بچه‌اش یادش می‌رود، پدر گذاشته فرار كرده بچّه پنج‌ساله‌اش اینجاست، واقعاً دیگر آن هرب واقعی این است كه پدر بچّه‌اش یادش برود، كه: بابا، تو كه الآن چهار نعل داری می‌روی این بچّه چهارساله طفل‌معصوم این را بردار ببر! آنچنان خطر جدّی است، آنچنان مهلكه، مهلكه جدّی است، كه بچّه خودش را یادش می‌رود؛ اتّفاق افتاده است.

  • من یك‌وقت در یك سفری بودم، آنجا كه ایستاده بودیم یكدفعه دیدم كه جلو خودم یك قضیه اتّفاق افتاد مثلًا به فاصله بیست، سی‌متری یكدفعه همه گذاشتند فرار كردند، بعد متوجّه شدم كه مثل اینكه خبر داده‌اند كه قرار است (محل پر كردن گاز بود) یك آتشسوزی یكدفعه انجام شود؛ بعد من دیدم‌مادر بچّه دوساله‌اش را ول كرد رفت، من رفتم بچّه را برداشتم بردم، گفتم: بیا! من رفتم آنجا با بچّه ... مادر بچّه‌اش را ول كرد. من رفتم آنجا بچّه را برداشتم، یعنی آنچنان مسأله [وحشتناك بود] تا متوجّه شده بود كه حتّی یك‌ثانیه هم یك‌ثانیه است بچّه دوساله‌اش را ول كرده بود، این دیگر واقعاً آن هرب و فرار واقعی این است. آخر یك‌وقت پدر است حالا می‌گوییم: بابا باز یك‌جای چیزی دارد، باز هم مثل اینكه پدرها یك‌خرده نسبت به این قضیه سوادشان بیشتر است. گفتند كه: خُب نتركید؟ گفتم: بابا خُب می‌تركید می‌تركید دیگر بچّه را خُب برداشتیم رفتیم و هیچی هم اتّفاق نیفتاد، هیچ مسأله‌ای هم نبود.