اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

14٬275
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ مقصود کلام امام سجاد علیه السلام از تمسک به فضل خدا، این است که چون خدای متعال عادل است، هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد. 2ـ هرکدام از اسماء خداوند اثری خاص دارد (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏) حتی یک «واو» اثر آن را عوض می‌کند و نباید هر ذکری را بدون دستور انجام داد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند دنیا را به اهلش واگذارید. 4ـ حال رسول خدا در موقع اذان متغیر می‌شد؛ زیرا می‌دید درهای آسمان باز شده و منتظر دعوت خداست؛ لذا می‌فرموند: ارحنی یا بلال. با اینکه تمام اشتغالات پیامبر برای خدا و دعوت به او بود. 5ـ عمل صالح که از عالم ماده می‌باشد، کلم‌الطیب است که باید خالص و مجرد باشد تا صعود کند و اگر شخص خدا را با عدالتش بخواند به مجرد اندکی ناخالصی عملش مقبول نمی‌شود، برعکس کسانی که خدا را با فضل یاد می‌کنند. 6ـ انسان باید خود را متصف به صفت فضل کند تا مجرای فیض آن اسم و صفت قرار بگیرد. مثلاً مستحب است موقع اداء قرض اضافه بپردازد و هر لطفی را با یک اضافه‌ای جواب دهد. 7ـ ارتباط انسان با خداوند یک ارتباط نقد است و از همان اول که قدم در راه متابعت اولیاء گذاشته اثرش را می‌بیند و می‌تواند موقعیّت خود را بفهمد که الان در جهنم است یا بهشت. 8ـ لقاء پروردگار حالت ربطی بین خدا و بنده است و مقوله‌ای قابل تشکیک می‌باشد؛ یعنی به هر مرتبه ربط به خدا شدت بگیرد لقاء بیشتر است. 9ـ مرحوم حداد در حرم امام رضا علیه السلام، نفس حقیقت امام را زیارت می‌کرد نه سنگ و طلا و نقره و ... 10ـ ثواب زیارت امام رضا علیه السلام قابل شمارش نیست؛ خودشان فرمودند: اوهام عقول شما به حقیقت ما نمی‌رسد. 11ـ فضای نورانی و مجلس ذکر، بهشت و لقاء و تجرد است در مقابل فضای تقلب، دروغ و تهمت که جهنم است (إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين‏) 12ـ زید بن حارثه خدمت پیامبر عرض کرد: الان بهشت و جهنم را می‌بینم و هر کس که به بهشت و جهنم می‌رود را می‌دانم. 13ـ مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بعد از زیارت حرم امیرالمؤمنین می‌گفت بزرگان از علماء و مراجع نجف را به شکل حیوانات می‌دیدم. 14ـ معیار لقاء و بهشت و جهنم و شیطان این است که هرجا حالت روحانی پیدا کردید بدانید در بهشت هستید و ه

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

توضیحات:

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ مقصود کلام امام سجاد علیه السلام از تمسک به فضل خدا، این است که چون خدای متعال عادل است، هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد. 2ـ هرکدام از اسماء خداوند اثری خاص دارد (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏) حتی یک «واو» اثر آن را عوض می‌کند و نباید هر ذکری را بدون دستور انجام داد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند دنیا را به اهلش واگذارید. 4ـ حال رسول خدا در موقع اذان متغیر می‌شد؛ زیرا می‌دید درهای آسمان باز شده و منتظر دعوت خداست؛ لذا می‌فرموند: ارحنی یا بلال. با اینکه تمام اشتغالات پیامبر برای خدا و دعوت به او بود. 5ـ عمل صالح که از عالم ماده می‌باشد، کلم‌الطیب است که باید خالص و مجرد باشد تا صعود کند و اگر شخص خدا را با عدالتش بخواند به مجرد اندکی ناخالصی عملش مقبول نمی‌شود، برعکس کسانی که خدا را با فضل یاد می‌کنند. 6ـ انسان باید خود را متصف به صفت فضل کند تا مجرای فیض آن اسم و صفت قرار بگیرد. مثلاً مستحب است موقع اداء قرض اضافه بپردازد و هر لطفی را با یک اضافه‌ای جواب دهد. 7ـ ارتباط انسان با خداوند یک ارتباط نقد است و از همان اول که قدم در راه متابعت اولیاء گذاشته اثرش را می‌بیند و می‌تواند موقعیّت خود را بفهمد که الان در جهنم است یا بهشت. 8ـ لقاء پروردگار حالت ربطی بین خدا و بنده است و مقوله‌ای قابل تشکیک می‌باشد؛ یعنی به هر مرتبه ربط به خدا شدت بگیرد لقاء بیشتر است. 9ـ مرحوم حداد در حرم امام رضا علیه السلام، نفس حقیقت امام را زیارت می‌کرد نه سنگ و طلا و نقره و ... 10ـ ثواب زیارت امام رضا علیه السلام قابل شمارش نیست؛ خودشان فرمودند: اوهام عقول شما به حقیقت ما نمی‌رسد. 11ـ فضای نورانی و مجلس ذکر، بهشت و لقاء و تجرد است در مقابل فضای تقلب، دروغ و تهمت که جهنم است (إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين‏) 12ـ زید بن حارثه خدمت پیامبر عرض کرد: الان بهشت و جهنم را می‌بینم و هر کس که به بهشت و جهنم می‌رود را می‌دانم. 13ـ مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بعد از زیارت حرم امیرالمؤمنین می‌گفت بزرگان از علماء و مراجع نجف را به شکل حیوانات می‌دیدم. 14ـ معیار لقاء و بهشت و جهنم و شیطان این است که هرجا حالت روحانی پیدا کردید بدانید در بهشت هستید و ه

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

13
  • لذا آنها نحوه ادارکشان از علی بن موسی الرضا را که نمی‌توانستند به ما بگویند، چه بگویند؟ بگویند: ما رفتیم امروز زیارت کردیم چه دیدیم، چه احساسی داشتیم؟! می‌توانند بگویند؟ نه، اصلًا قابل گفتن نیست، چون امام رضا علیه السلام قابل گفتن نیست، خود امام رضا علیه السلام قابل گفتن نیست، قابل بیان نیست، خودش هم فرموده: اوهامِ عقول شما نمی‌رسد به آنچه که ما هستیم، عقولتان همه اوهام است، عقولی که شما با آن دنیا را دارید رتق و فتق می‌کنید، زندگیتان را دارید تدبیر و اداره می‌کنید، اصلًا اینها مربوط به همین نخودچی و لوبیا و پفک و زردچوبه و اینهاست! مربوط به ما نیست، مربوط به ولایت نیست، مربوط به مسائل و انکشافات و این مطالب نیست، اینها همه اوهام است.

  • این حالتی که برای ما هست این حالت یعنی بهشت، یعنی نقد، پس هر کسی در همان حالتی که هست بهشت او هم همان است. وقتی که وارد مجلسی می‌شویم که آن مجلس مجلس ذکر است همین که در آن حال و هوا قرار می‌گیریم یعنی بهشت نقد داده شد، دیگر چه معامله‌ای می‌خواهد در اینجا انجام بشود؟ چه معامله‌ای؟ که انسان بخواهد در انتظار بماند، همین که شما وارد خیمه سید الشهداء شدید یعنی بهشت را برای خود آوردید، وارد بهشت شدید، در آیه قرآن مقابلش هم هست: وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ1، جهنم احاطه به کافرین دارد، کافرین را دربرگرفته؛ یعنی آن فضایی که آنها هستند، آن فضای ظلمانی که فضای نفسانی است، فضای بگیر و ببند، فضای پرونده‌سازی، جَهَنّمَ لَمُحِیطَةٌ اینها را گرفته، فضای نقشه‌پردازی برای این و آن، فضای پرونده‌سازی برای این و آن، فضای تهمت‌زنی به این و آن، فضای تقلب، فضای دروغ، وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ، جهنم است، اگر جهنم نبود که دروغ نمی‌گفت، اگر جهنم نبود که تقلب نمی‌کند، اگر جهنم نبوده که دزدی نمی‌کند، اگر در جهنم نباشد که مال مردم را نمی‌خورد، اگر جهنّم نباشد که مال مردم را نمی‌گیرد و فرار کند ها؟ پس جهنّم است، پس چی در بهشت است؟! آدمی که در بهشت است برمی‌دارد مال مردم را می‌گیرد که دربرود، آدمی که در بهشت بلند می‌شود دروغ بگوید؟ جور درنمی‌آید، با هم جور درنمی‌آید.

    1. العنکبوت، ٥٤
/ 260