ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی
11خیلیها خیال میکنند که مطالبی که در این راه و قضایایی که در متابعت از راه و مکتب بزرگان است اینها همه نسیه است: این کار را انجام بده اثرش را آن دنیا میبینی! این عمل را انجام بده، ده سال دیگر نتیجهاش را میبینی! یعنی الآن هیچی! الآن شما ربات هستید! پلاستیک هستید، کائوچو هستید، سیم و مس و فرض کنید که نایلون و اینها هستید! نه ادراک دارید، نه فکر دارید، نه شعور دارید، نه احساس دارید، نه حس دارید، نه ذوق دارید! بلکه همه اینها مسائلی است که انجام میشود و باید انجام شود، بعداً ده سال دیگر، پانزده سال دیگر، بیست سال دیگر، یکدفعه شعور پیدا میشود! ذوق پیدا میشود، حال پیدا میشود آن موقع الآن نه! الآن چوب، الآن پلاستیک وکائوچو ...، نه، این غلط است، این درک اصلًا غلط است، این درک اصلًا باطل است و این درک از اوّل مانع است، مانع حرکت و مانع سیر است.
اوّلین قدم که انسان در راه خدا بخواهد بردارد و اوّلین لحظهای که انسان بخواهد حرکت کند همان لحظه همانجا گرفته، چیز دیگری نیست، همان آن، در همان لحظه، نفس حضورش در آنجا همان بهشتی است که باید باشد، همان لقائی است که باید باشد. لقاء با پروردگار خیال نکنید این است که یک قضیهای اتّفاق میافتد پنج سال دیگر، ده سال دیگر یکدفعه همه چیز میرود کنار اصلًا یکدفعه زمین و آسمان تغییر پیدا میکند، دیگر این آسمان، آسمان دیگری است، ستارهها دیگر تغییر کرده ... نه آقاجان، لقاء پروردگار حالت ربطی است که بین بنده و خداست و البته آن ملاقات یک مسأله مقول به تشکیک است، یعنی به هر مرتبه که آن جنبه تعلق به خدا تحقّق پیدا کرده در همان لحظه لقاء پروردگار تحقّق پیدا کرده است.
شما وقتی که در جلسهای شرکت میکنید که ذکر امامحسین علیهالسلام هست، روضه عزاداری سیدالشّهداء علیهالسلام هست وقتی که وارد آن جلسه میشوید، وارد آن حال و هوا میشوید، وارد آن فضا میشوید، ذاکر دارد ذکر مصیبت میخواند، واقعاً حالتان تغییر میکند یا نمیکند؟ میکند دیگر، یکچیزی بدیهی است دیگر، مسأله [مخفی] نیست دیگر، برای همهمان تغییر میکند یا نمیکند؟ میبینیم: عجب حالی است، عجب فضایی است، چه مسألهای در آنجا الآن تحقّق پیدا کرده که این برداشت و بینش برای شما پیدا شده؟ چه مسألهای فرق کرده؟ چه شده؟ وارد شدن در حریم امامحسین علیهالسلام، شما که وقتی وارد آن مجلس میشوید در همان موقع وارد خیمه امامحسین علیهالسلام شدید، تمام شد ولی هر کسی به اندازه درکش، هر کسی به اندازه فهمش، نمیگویم همه یکسان است. زیارت امامرضا علیهالسلام را همه میرویم، من میروم زیارت امامر ضا علیهالسلام، شما میروید، دیگران میروند، افراد میروند، یکی میرود زیارت امامرضا علیهالسلام اوّل نگاه به اینضریح میکند که این ضریح با قدیم چقدر فرق دارد! نقرهاش چقدر بیشتر است، طلایش چقدر بیشتر است، ریزهکاری و منبّتکاری و تشکیلاتش چقدر فرق میکند، این یک زیارت، این زیارت ضریح و نقره و چوب و آهن است، یکی هم میرود مثل زیارت حضرتحداد رضواناللَهعلیه که هفت طواف میکند میگوید: طواف حقیقی اینجاست و وقتی که طواف میکند من در آن زمان سنم حدود سیزده سال بود نگاه میکردم اصلًا حالیش نبود که دارد چه میکند، چشم نگاه میکرد ولی جایی را نمیدید، حواس یکجای دیگر است، فکر یکجای دیگر است، قلب یکجای دیگر است، آن هم یک زیارت است.

