ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی
13لذا آنها نحوه ادارکشان از علی بن موسی الرضا را که نمیتوانستند به ما بگویند، چه بگویند؟ بگویند: ما رفتیم امروز زیارت کردیم چه دیدیم، چه احساسی داشتیم؟! میتوانند بگویند؟ نه، اصلًا قابل گفتن نیست، چون امام رضا علیه السلام قابل گفتن نیست، خود امام رضا علیه السلام قابل گفتن نیست، قابل بیان نیست، خودش هم فرموده: اوهامِ عقول شما نمیرسد به آنچه که ما هستیم، عقولتان همه اوهام است، عقولی که شما با آن دنیا را دارید رتق و فتق میکنید، زندگیتان را دارید تدبیر و اداره میکنید، اصلًا اینها مربوط به همین نخودچی و لوبیا و پفک و زردچوبه و اینهاست! مربوط به ما نیست، مربوط به ولایت نیست، مربوط به مسائل و انکشافات و این مطالب نیست، اینها همه اوهام است.
این حالتی که برای ما هست این حالت یعنی بهشت، یعنی نقد، پس هر کسی در همان حالتی که هست بهشت او هم همان است. وقتی که وارد مجلسی میشویم که آن مجلس مجلس ذکر است همین که در آن حال و هوا قرار میگیریم یعنی بهشت نقد داده شد، دیگر چه معاملهای میخواهد در اینجا انجام بشود؟ چه معاملهای؟ که انسان بخواهد در انتظار بماند، همین که شما وارد خیمه سید الشهداء شدید یعنی بهشت را برای خود آوردید، وارد بهشت شدید، در آیه قرآن مقابلش هم هست: وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ1، جهنم احاطه به کافرین دارد، کافرین را دربرگرفته؛ یعنی آن فضایی که آنها هستند، آن فضای ظلمانی که فضای نفسانی است، فضای بگیر و ببند، فضای پروندهسازی، جَهَنّمَ لَمُحِیطَةٌ اینها را گرفته، فضای نقشهپردازی برای این و آن، فضای پروندهسازی برای این و آن، فضای تهمتزنی به این و آن، فضای تقلب، فضای دروغ، وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ، جهنم است، اگر جهنم نبود که دروغ نمیگفت، اگر جهنم نبود که تقلب نمیکند، اگر جهنم نبوده که دزدی نمیکند، اگر در جهنم نباشد که مال مردم را نمیخورد، اگر جهنّم نباشد که مال مردم را نمیگیرد و فرار کند ها؟ پس جهنّم است، پس چی در بهشت است؟! آدمی که در بهشت است برمیدارد مال مردم را میگیرد که دربرود، آدمی که در بهشت بلند میشود دروغ بگوید؟ جور درنمیآید، با هم جور درنمیآید.
- العنکبوت، ٥٤

