
ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ مقصود کلام امام سجاد علیه السلام از تمسک به فضل خدا، این است که چون خدای متعال عادل است، هر چیزی را در جای خود قرار میدهد. 2ـ هرکدام از اسماء خداوند اثری خاص دارد (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى) حتی یک «واو» اثر آن را عوض میکند و نباید هر ذکری را بدون دستور انجام داد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند دنیا را به اهلش واگذارید. 4ـ حال رسول خدا در موقع اذان متغیر میشد؛ زیرا میدید درهای آسمان باز شده و منتظر دعوت خداست؛ لذا میفرموند: ارحنی یا بلال. با اینکه تمام اشتغالات پیامبر برای خدا و دعوت به او بود. 5ـ عمل صالح که از عالم ماده میباشد، کلمالطیب است که باید خالص و مجرد باشد تا صعود کند و اگر شخص خدا را با عدالتش بخواند به مجرد اندکی ناخالصی عملش مقبول نمیشود، برعکس کسانی که خدا را با فضل یاد میکنند. 6ـ انسان باید خود را متصف به صفت فضل کند تا مجرای فیض آن اسم و صفت قرار بگیرد. مثلاً مستحب است موقع اداء قرض اضافه بپردازد و هر لطفی را با یک اضافهای جواب دهد. 7ـ ارتباط انسان با خداوند یک ارتباط نقد است و از همان اول که قدم در راه متابعت اولیاء گذاشته اثرش را میبیند و میتواند موقعیّت خود را بفهمد که الان در جهنم است یا بهشت. 8ـ لقاء پروردگار حالت ربطی بین خدا و بنده است و مقولهای قابل تشکیک میباشد؛ یعنی به هر مرتبه ربط به خدا شدت بگیرد لقاء بیشتر است. 9ـ مرحوم حداد در حرم امام رضا علیه السلام، نفس حقیقت امام را زیارت میکرد نه سنگ و طلا و نقره و ... 10ـ ثواب زیارت امام رضا علیه السلام قابل شمارش نیست؛ خودشان فرمودند: اوهام عقول شما به حقیقت ما نمیرسد. 11ـ فضای نورانی و مجلس ذکر، بهشت و لقاء و تجرد است در مقابل فضای تقلب، دروغ و تهمت که جهنم است (إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين) 12ـ زید بن حارثه خدمت پیامبر عرض کرد: الان بهشت و جهنم را میبینم و هر کس که به بهشت و جهنم میرود را میدانم. 13ـ مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بعد از زیارت حرم امیرالمؤمنین میگفت بزرگان از علماء و مراجع نجف را به شکل حیوانات میدیدم. 14ـ معیار لقاء و بهشت و جهنم و شیطان این است که هرجا حالت روحانی پیدا کردید بدانید در بهشت هستید و ه
ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی
3امّا امامسجاد علیهالسلام در اینجا از بین فضل و عدل به مسأله فضل اشاره دارند، که: ای سید و ای مولای من، من به فضل تو با تو برخورد میکنم نه با عدل تو، گرچه تو عادل هستی، و خوبی را به خوبی پاداش میدهی، ولی من با عدل تو کاری ندارم، حالا عادل هستی برای خودت عادل هستی، مثل اینکه قهّار هستی، حالا بگوییم چون تو قهّار هستی پس ما هم با این صفت خدایا تو را مورد خطاب قرار میدهیم؟ میگوییم: نه بابا، آن قهّاریتت سرجا محفوظ باشد، ما با آن کاری نداریم و ما به سراغش نمیرویم، آن قهّاریت تو برای یک عده دیگر و مخلوقات دیگر و یک خلق دیگر و خلاصه هستند کسانی که از این اسماء باید به درد آنها برسی، خودت میدانی دیگر، بالاخره یزید و ابنزیاد و شمر و ... در هر زمانی زیاد داریم، این قهّاریت را بیاور برای آنها مصرف کن، به کار ببر، ما خلاصه در این محدوده جلو نمیآییم، غضبت، قهرت، دورباشت، ابتعادت، نمیدانم عدمتوجهت و امثال ذلک؛ خلاصه این صفات صفاتی است که نه ما خیلی تمایل داریم و نه تجویز شده که با این صفات ما تو را مورد خطاب قرار بدهیم، نه، هستند در این دنیا کسانی هستند که از این صفات به دردشان میخورد.
خدا رحمت کند مرحومآقا میفرمودند که: دنیا را به اهلش واگذار کنید، خیلی دنبال دنیا و مسائل و این چه کرد و آن چه کرد و ... نروید، بالاخره در این دنیا هستند کسانی که گوششان دنبال این حرفهاست: اینجا چه شد؟ آنجا چه شد؟ این رفت بالا! آن آمد پایین! این نمیدانم فرض کنید که به این مصدر و صدارت رسید! او از این صدارت و مصدر خلع شد ...! یک عده هستند که دنبال اینها بروند و از این اخبار هم بهرهمند بشوند و خلاصه پیچ رادیو و تلویزیون و امثال ذلک برای اینها مفید خواهد بود، فکرتان را خیلی صرف این مسائل نکنید، اهل اینها هستند و کم هم نیستند إلیماشاءاللَه.
