لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش
13سلمان این کار را هم نمیکرد، میگفت: اگر من شب تا صبح بیدار بودم تو من را بیدار نگه داشتی، پس من هیچی! اگر من صبح تا شب روزه داشتم، امساک کردم، خُب کی این کار را کرده؟ کی توفیق داده؟ دلیل این قضیه این است که همین بنده خدا که خدا رحمتش کند میگفت: من یکسال حجّ بودم، و در آن یکسال که رفته بودم روز عرفه را میخواستم روزه بگیرم، هم روزه بگیرم و هم [دعای روز عرفه را بخوانم] البتّه داریم که دعای روز عرفه خیلی مهم است، گرچه روزه روز عرفه هم مهم است، البتّه خُب در آنجا روزه به عنوان نذر و فلان و ... در سفر میشود روزه گرفت، ولی برای کسی که نتواند دعا بخواند خوب است که روزهاش را بخورد، چون دعای روز عرفه خیلی مهم است و مناجات و ادعیه و آن مسائلی که در روز عرفه هست مخصوصاً در آنجا، آنجا با آن حال و هوا این بنده خدا میگفت: ما که مشغول دعا شدیم بعدازظهر حالمان به هم خورد و مجبور شدیم روزهمان را شکستیم، آنجا خدا میخواست به او نشان دهد: آن ششماهی که گرفتی یادت میآید حاجآقا! آن ششماه من پشت قضیه بودم و ... دلیلش این است که بیا، آمدی روزه بگیری تا بعدازظهر هم صبر کردی بعدازظهر دیگر نتوانستی دوام بیاوری!
حالا کارهای که ما انجام میدهیم قضیه چطوری میشود؟ تکلیفش چه میشود؟ خُب تکلیف روشن شد. این آقای طهرانی فقط آمده آب پاکی را بریزد روی دست همه، هیچ کاری از او جز تخریب برنمیآید که بیاید و آب پاکی را بریزد روی دست همه! البتّه اگر قرار باشد یک حقی باشد، و یک مطلب صحیحی باشد خُب چرا انسان جلو نرود؟ چرا ما در همین تفکر عامیانه باقی بمانیم؟ برای چه؟ چرا قدمی به جلو نگذاریم؟ چرا از سطح عموم قدمی فراتر نگذاریم؟ چرا فکر و ذکر خود را بالاتر از تفکر و بالاتر از برداشتهای عمومی قرار ندهیم؟

