لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش
9ما میگوییم: این را باید زندان کرد! این میگوید: باید آزاد کرد! آقا این را باید زندان کرد یعنی چه؟ پیغمبر میگوید: اگر من پیغمبرم بنشین، تو حرف نزن! آقا این را بایستی که مقام داد، پیغمبر میگوید: نباید مقام داد! این اینقدر زحمت کشیده، اینقدر فلان کرده، در راه خدا مجاهده کرده، پیغمبر میگوید: تو بهتر میدانی یا من؟!
افرادی بودند در زمان مرحومآقا به مرحومآقا ایراد میگرفتند: چرا مرحومآقا با فلان روحانی میآید جلسه میگذارد، او را میپذیرد، در هفته باید منزلش بیاید ... ولی فلان روحانی که این خصوصیات را دارد، این را دارد، اینقدر مرتبه دارد، و دارای خصوصیات است اصلًا راه نمیدهد، حتّی وقتی که هم از او تقاضای ملاقات میکند، به او ملاقات نمیدهد! چرا؟! خُب این دارد اعتراض میکند، گفتم: آقاجان هر وقت شما استاد شدی بیا جای این دوتا را عوض کن، این یکی که هر هفته میآید پیش آقا را بگو نیاید! ولی فعلًا تا وقتیکه یک همچنین آقایی در یک همچنین موقعیتی هست، تو یکخرده کوتاه بیا، خلاصه اینقدر اظهار نظر نکن، بگذار روزگار بگذرد!
خُب این چه میفهمد؟! بابا تو برو [لبو و شلغمت] را بفروش، حالا هر شغلی که داری، آخر تو را چه به اینکه ... آخر تو چه میفهمی؟ آخر تو مگر خبر داری؟ تو مگر از مافیالضمیر خبر داری؟ آخر مگر تو از نفوس خبر داری؟ آخر مگر تو از مسائل اطّلاع داری؟ تو فقط در همان تخصّص خودت که حالا تخصّصت هر چه هست، در همان حیطه برو اظهار نظر بکن. در زمان پیغمبر هم همین بوده، آمدند به پیغمبر گفتند: آقا چرا منزل ابوسفیان را شما مأمن قرار دادید؟ مگر این، این کار را نکرد؟ مگر این جنگ راه نیانداخت؟ بدر و احد و احزاب و فلان و ... پس مال کی بود؟ فعل رسولاللَه از سر خود نیست، فعل رسولاللَه، فعل اللَه است، هم در مقام تکوین و هم در مقام تشریع و تربیت و تزکیه، در هر دو جهت یعنی هم تکویناً و هم تشریعاً فعل رسولاللَه میشود فعل اللَه. پس بنابراین پیغمبر که دارد میگوید: منزل ابوسفیان یعنی چه؟ یعنی این دین، دین رحمت است، این دین، دین کشتار نیست، این دین، دین انتقامجویی نیست، انتقام از چه؟ این در جاهلیت این کار را انجام داده، الآن که همین آدم آمده مسلمان شده «الإسْلامُ یجُبُّ ما قَبْلَه؛ اسلام آنچه را که ماقبل اسلام است میپوشاند، محو میکند، یک پوششی رویش میاندازد» خُب این در زمان جاهلیت این کار را انجام داده، در زمان جاهلیت یعنی در فضای تفکر جاهلی که پر است از حقدها و کینهها و حسدها و انانیتها و نفسانیتها و در یک همچنین فضایی جنگ راه انداخته، در یک همچنین ذهنیتی آمده خلاف کرده، در یک همچنین ذهنیتی فلان معصیت را انجام داده!

