وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن
8منظورم این است که این ادعیه فقط ادعیهای که اختصاص به ماه مبارک است ندارد، اینها دعاهایی است که بالاخره این دعا دعایی است که از امام این دعا تراوش شده است، و جای این دارد که انسان در تمام عمرش آنها را بخواند.
آخر ببینید بعضی از نوشتهها، بعضی از سخنرانیها هست که این اصلًا ارزش شنیدن ندارد یا ارزش خواندن ندارد، اینها را انسان از همان اوّل یکسره کنار میگذارد، اصلًا چرتوپرت است، بعضی از صحبتها هست، که این صحبتها ارزش خواندن را دارد گرچه خلاف است، ممکن است مطلب خلاف در آن باشد خُب حرف بزرگان است، حرف دانشمندان است، حرف افرادی است که اینها سرشان به تنشان میارزد ولی خُب حرف خلاف هم در آن هست، دلیلی ندارد انسان حرف خلاف را بپذیرد خُب رد میکند، ولی بالاخره مطلب را میشنود، اگر جای نقدی دارد نقد میکند و اگر مطلبقابل قبولی هست قبول میکند، خُب این هم مطالب این دسته. درجه سوم بعضی از مطالب هست که انسان میبیند اینها اصلًا فرق میکند، اینها کلماتی است که از اولیاء و عرفا و اهل معرفت و ... سر میزند، امثال اولیای خدا مثل مرحومآقا، مثل آقایحداد، مثل مرحومقاضی، مثل مرحومآخوند و امثال ذلک که اینها افرادی هستند که انسان نمیتواند مطالب آنها را دیگر سرسری نگاه کند، بالاتر از اینها کلامی است که دیگر مربوط به خود امام است، آن که دیگر حرفی در آن نیست، انسان با کلام امام باید زندگی کند! یعنی شما که صبح از خواب بلند میشوید، تمام فقرات دعای ابوحمزه باید همینطور در ذهنتان برود و بیاید، چرا؟ چون هر لحظه انسان با یک حادثه و پدیده روبرو میشود، خُب چهکار کند؟ امام در اینجا چه فرموده؟ امام در اینجا چه گفته؟ دارد راه میرود یک شخصی میآید از انسان یک تقاضایی میکند آدم بگوید بله یا نه، اگر بگوید بله، یک تبعاتی دارد، اگر بگوید نه، یک تبعاتی دارد، فوراً نگاه میکند به این فقرات در یک همچنین موقعیتی امام چه تصمیم میگیرد؟ حالا براساس فهم خودش، لازم نیست که حتماً انسان صددرصد نسبت به مسائل مُصیب باشد، نه، حداقل این مطالب را به ذهن بیاورد که در یک همچنین موقعیت اگر امام بود چه میکرد؟ چه حرکتی از او سر میزد؟ خُب میبیند که خیلی فرق میکند.

