اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن

0
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ تنجّز، باور داشتن و یقین کلید اصلی حرکت انسان می‌باشد. 2ـ امام سجاد در دعای ابوحمزه راه‌های ارتباط با خدا و آنچه را که انسان باید در وجود خود بیابد را بیان می‌کند و این دعا در حقیقت یک دستورالعمل کامل سلوکی است. 3ـ ادعیه تنها برای قرائت و ثواب نیست و سرمنشأ شروع حرکت مرحوم علامه طهرانی در جریان انقلاب سنه 1342 دعای افتتاح بود. 4ـ نظام اجتماعی باید منطبق با نظام اجتماعی رسول خدا باشد تا جامعه را از توجه در کثرات باز دارد و حرکت به سمت پروردگار را در آنها ایجاد کند. 5ـ ظاهر پلی به‌ سوی باطن است، بعضی‌ها تا زمانی که رسول خدا حیات داشت و او را می‌دیدند به دستورات عمل می‌کردند. 6ـ اگر شما امام زمان را چون امام زمان است قبول کنید هیچ فایده ای ندارد و شما را از کثرات بیرون نمی‌آورد، چون امام علیه السلام حق است باید او را پذیرفت. 7ـ داستان شخصی که خواهان گرفتن لباس‌های علامه طهرانی برای شب اول قبر بود که مرحوم حداد فرمودند: اینها کار را حل نمی‌کند مسئله بالاتر از این حرفهاست. 8ـ مرحوم علامه طهرانی شخصی باورمند بودند و وعدۀ خدا را باور کرده بود. 9ـ حکایت رفتن مرحوم علامه نزد مرحوم آیت اللَه خمینی در سنه 1342 و تشویق ایشان با آیۀ ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض‏...﴾ 10ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: ما راهی را که رفتیم نسبت به آن یقین داریم و به عین الیقین مطالب برای ما مکشوف شده و چون یقین داریم همه را دعوت به این مسیر کردیم و راه نجات نیز در متابعت است. 11ـ انسان باید از صبح تا شام با ادعیۀ امام علیه السلام زندگی کند. 12ـ وسواس تمام مبانی و اعتقادات را سست و قوام نفس و قلب را از بین می‌برد و تزلزل را جایگزین می‌کند. 13ـ اگر کسی با یقین خدمت یکی از اولیاء باشد او را کافی است هر چند در عرض او اولیایی مساوی با او باشد. 14ـ متأسفانه وسایل جدید ارتباطی، خطری جدّی برای کیان خانواده است. 15ـ صحبت مرد نامحرم با زن نامحرم در نفس او اثر می‌گذارد و توهمّات و تخیّلات را در او می‌کارد. 16ـ مجلس اربعين از اختصاصات سيّدالشّهداء است‏ و برای عموم جایز نیست. 18ـ تمام حرکت انسان بر اس

وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن

4
  • در زمان پیغمبر خُب مگر همین نبود دیگر؟ تا وقتی پیغمبر صلی‌اللَه‌علیه وآله بودند: بَه‌بَه، چَه‌چَه، سلام، صلوات، بیا، برو ... رسول‌اللَه آمد، رسول‌اللَه دارد مسجد می‌آید، حمله، بِدوید، بیایید وضو بگیرید، زود آن یکی می‌رفت سجاده می‌انداخت که یک وقتی صف اوّل فوت نشود و آن یکی می‌آمد سجاده را صف دوّم می‌انداخت و بعد می‌رفت وضو بگیرد که یک‌متر به پیغمبر نزدیک‌تر باشد، یک‌متر هم باز غنیمت است! اینها فایده‌ای ندارد عزیز من! این زود سجاده انداختن‌ها، این دویدن‌ها ... چقدر به حرف پیغمبر پایبندی؟! آب وضوی پیغمبر را گرفتن و به سر و صورت مالیدن دردی از تو دوا نمی‌کند. کلام پیغمبر را چه باشد و چه نباشد قبول می‌کنی یا نه؟ این درد تو را دوا می‌کند، آیا این کلام پیغمبر در تو نفوذ پیدا کرد یا نه؟ آیا این حرف پیغمبر در تو تاثیر گذاشت یا نه؟ آب وضو به صورت می‌آید و بعد از دودقیقه هم خشک می‌شود، بنده داشتم اینجا می‌آمدم گلاب ریختند روی دستم و زدم به صورتم، الآن خبری و اثری نیست، دودقیقه بعد خشک می‌شود و تمام می‌شود. نمی‌گویم هیچ تفاوتی ندارد، بالاخره آبی است که با پیغمبر تماس داشته است، لباسی است که با پیغمبر تماس داشته، اینها تبرّک است، اینها برکت است، همین ارتباط خودش برکت است، ولی اینها ریشه‌ای انسان را مداوا نمی‌کند، آنچه را که ما درصددش هستیم با آب ریختن به صورت به دست نمی‌آید! اگر این‌طور بود همه سلمان‌فارسی بودند، هر کسی موقعی که پیغمبر می‌خواست وضو بگیرد، می‌گفت: پیغمبر بیا اینجا وضو بگیر، بعد هم یک پارچ را تندتند می‌ریزیم که این آب هم زیاد باشد: بیایید خلق‌اللَه، بیایید، یکی‌یکی مشت می‌زنیم سلمان یکی درآمد، نفر دوّم ابوذر، نفر سوم ... نه بابا! این‌جوری درست نمی‌شود، آنکه به دنبالش هستیم با آب به صورت زدن و امثال ذلک، این مسأله حل نمی‌شود.

  • خیلی عجیب بود خیلی عجیب، ما هر روز که در خدمت مرحوم‌حداد بودیم هر روز نکته بلکه نکته‌هایی از ایشان مشاهده می‌کردیم، یک روز نشسته بودیم یکی از همین افراد حالا اسمش را نمی‌برم که هنوز هم در قید حیات است، مرحوم‌آقا هم اسمش را آورده، در آنجا بود و رو کرد به آقای‌حداد و مرحوم‌آقا هم نشسته بودند و ما بودیم و ... گفت که: آقا من لباس‌های آقاسیدمحمدحسین را بگیرم و این را وصیت کنم که موقع دفنم این لباس‌ها را به من بپوشانند، وقتی که کفن می‌خواهند بکنند این لباس‌ها را به من بپوشانند! خُب مرحوم‌آقا هیچی نگفتند سرشان پایین بود، آقای‌حداد یک تأملی کردند و فرمودند: بله خوب است، اینها چه اشکال دارد؟ ولی اینها کار را حل نمی‌کند! یعنی تو الآن باید دنبال چیز دیگر بروی، تو الآن دردت چیز دیگر است و درمانش چیز دیگر است، با پوشیدن لباس و کفن مشکل حل نمی‌شود؛ حالا گیرم بر اینکه خُب آن‌طوری که معروف است می‌گویند: حالا عذاب قبر و تنگی قبر و فشار قبر و نکیر و منکر و آمدن و سؤال و جواب ... حالا گیرم که پوشیدن لباس یک‌خرده از عذاب قبر کم کند، خُب حالا عذاب قبر که کاری ندارد، مسأله‌ای نیست، بالاخره یک سختی است که حالا انسان می‌کشد، این [کم کردن‌] عذاب قبر، چه‌کاری برای انسان انجام می دهد؟ چه دردی از انسان دوا می‌کند؟ حالا یکی عذاب قبر دارد، یکی ندارد، بالاخره قبر تمام می‌شود بعد از قبر چه خبر؟ قضیه قبر تمام می‌شود، نکیر و منکر می‌آیند حالا با گرز در کلّه آدم می‌زنند، یا با فرض بکنید که مسائل دیگر که خُب شنیده‌اید دیگر، در معادشناسی هم مرحوم‌آقا آورده‌اند1 و پذیرایی‌های خاص، حالا نگوییم که لب و لوچه‌تان آب بیفتد.

    1. به معاد شناسى ج ٢، ص ١٨٧ تا ١٨٨ مراجعه شود.