
کیفیت نزول مقدّرات در شب های قدر
فضیلت قرائت سورۀ قدر. نزول دفعی قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر در عالم مثال. تشخّص و تعیّن مقدّرات عالم در شب قدر. مراتب عالم وجود. ثبوت حقیقت اشیاء و امور در لوح محفوظ، قبل از تشخّص و تحقّق خارجی. تغییر و تبدّل مقدّرات در عالم مثال. کیفیّت تشخّص و تعیّن مقدّرات در شبهای قدر. اطّلاع ائمّۀ اطهار و اولیای کامل الهی بر سرّ قدَر و عالم تقدیر. افضلیّت شب قدر از هزار ماه. علّت فضیلت و ترغیب بر شبزندهداری و عبادت در لیلةالقدر. تنزّل تقدیر عالم در شب قدر هر سال. لیلةالقدر شب ظهور و بروز عظمت امام علیه السّلام در عالم ملکوت. تداوم آثار و افاضات رحمانیّت و رحیمیّت لیلةالقدر تا انتهای روز. سبب إعراض پیامبر و ائمّۀ معصومین علیهم السّلام از ریاسات دنیوی و نعمتهای مادّی. روایت امّسلمه از رسول خدا دربارۀ واقعۀ کربلا.
کیفیت نزول مقدّرات در شب های قدر
3بنابراین دو نزول از قرآن داریم: یک نزول دفعی و یک نزول تدریجی. نزول دفعی از عالم حقیقت و ملکوت أعلیٰ، به قلب پیغمبر است؛ و نزول تدریجی از قلب پیغمبر به عالم ملکوت اسفل میباشد، که آن را عالم صورت میگویند.
در اینجا مقصود همان قرآن محکم است که بر قلب پیغمبر نازل شده است؛ چون میفرماید: ﴿ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.﴾ در یک شب، تمام قرآن بر پیغمبر نازل شد؛ چون میگوید:
﴿حمٓ * وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ * إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ * فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ﴾؛1 «قسم به کتاب مبین * ما این کتاب مبین را در شب مبارکی فرستادیم.» ظاهر این است که همۀ کتاب را فرستادیم، نه بعضی از کتاب را؛ چون به همۀ کتاب قسم خورده است:
﴿وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ﴾؛ «قسم به کتاب مبین * ما این کتاب مبین را در شب مبارکی نازل کردیم.»
و کتاب مبین قرآن است؛ پس همۀ قرآن در شب قدر نازل شده است.
بعضی از مفسّرین اهلتسنّن گفتهاند:
مراد این است که ابتدای نزول قرآن در شب قدر بوده است و بعداً بهتدریج بقیّۀ قرآن نازل شده است.2
ولی خلاف ظهور این آیات مبارکات است.3
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾؛ «ما قرآن را در شب قدر فرستادیم.»
تشخّص و تعیّن مقدّرات عالم در شب قدر
شب قدر: یعنی شب تقدیر، آن شبی که تقدیرات بشر معیّن میشود، که در آن آیۀ مبارکه میگوید:
﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ﴾؛ «هر امری که در عالم باید صورت بگیرد، در آن شب مشخّص میشود و جدا میشود و مفصّل میشود و معیّن میشود.»
امر حکیم: همان مقدّراتی است که برای بشر معیّن و مشخّص میشود. برای توضیح این معنا یک مقدّمۀ مختصر عرض میکنیم، و آن مقدّمه این است:
مراتب عالم وجود
این عالم طبیعت که ما در آن زندگی میکنیم، هرچه در او به وقوع بپیوندد، دارای تشخّص و تعیّن است. چیز مبهم در اینجا ممکن نیست واقع شود؛ گرچه ممکن است که انسان علم به آن نداشته باشد و از نقطۀ نظر ادراک ابهام داشته باشد، ولی در واقعیّتش ابهام نیست. بارانی که از آسمان میآید، برای ما مبهم است که چند قطره است و نمیدانیم؛ امّا واقعیّتش ابهام ندارد و بالأخره در عالم کون، قطراتش مشخّص است. بادهایی که میآید سرعتش برای ما ابهام دارد؛ ولی در عالم کون ابهام ندارد. هر چیزی که در خارج محقّق بشود، با تعیّن و تشخّص، ملازمه دارد.
- سوره دخان (٤٤) آیات ١ ـ ٤.
- فخرالدّین رازی در تفسیر الرّازی، ج ٣٢، ص ٢٧؛ و جلالالدّین سیوطی در الإتقان فی علوم القرآن، ج ١، ص ١٥٨ این قول را به شعبی (عامر بن شراحیل ـ متوفّی ١٠٩ ه. ق) که از مفسّران اهلتسنّن و بزرگترین اساتید ابوحنیفه میباشد، نسبت دادهاند.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون اشکالات وارد بر این نظریّه رجوع شود به المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٢، ص ٢٠.
