آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او
9ما یک دفعه رفته بودیم یک جا، بعد یک دفعه دیدیم که یک چیزی از جلویمان پرید رفت، دیدیم کبک است ما اصلًا آن را ندیدیم نگو این کلهاش را کرده در برف، اصلًا پیدا نبود میگویند کبک سرش را در برف میکند، ما اصلًا ندیده بودیم دیدیم یک دفعه یک چیزی پرید رفت، خیال میکند کسی هم نمیبیندش، نه ملائکه میبینند، ملائکه چشمشان باز است و خوب خوب خوب خوب تماشا میکنند.
گفت که من نمیگویم، دیدند از وعده نمیتوانند نتیجه بگیرند به وعید متوسل شدند و تهدید، گفتند که اینطور میکنیم زن و بچهات را فلان میکنیم، خودت را چه میکنیم اعدام میکنیم، گفت هر کاری میخواهید بکنید بکنید من به سید تهمت نمیزنم و بعد هم او را کشتند، کشتند! شهیدش کردند، شهیدش کردند.
مرحوم آقا میفرمودند: طیب در همان مدتی که در زندان بود سلوکش را انجام داد و به پایان رساند، شما خیال کردید فقط سلوک نماز شب است؟ ذکر یونسیه است؟ نماز شب است؟ بارها گفتم نماز شب و ذکر یونسیه پنج درصد قضیه است، دو درصد است، نود و پنج درصد نود و هشت درصد چیزهای دیگر است، چیزهای دیگر است، آن موقعی که آدم با حریفش در یک جا بیفتد و راست بگوید، دروغ نبندد به حریفش، آن سلوک است، نه اینکه بیاید تهمت بزند.
برای همهمان پیش آمده و پیش خواهد آمد و الان هم دارد پیش میآید، الان هم دارد پیش میآید، برای همه، خیال نکنید [فقط برای طیب پیش آمده]، حالا طیب بنده خدا چه به سرش آوردند اصلًا من نمیتوانم بگویم که چه به سرش آوردند و چه کار کردند البته این مسائل همیشه بوده و هست ها! همیشه بوده و همیشه هست، فقط زمان جایش را عوض میکند.
ایشان میفرمودند: در همان مدت زندان سلوکش تمام شد، خودم بارها شاهد بودم که وقتی با ایشان به حرم حضرت عبدالعظیم مشرف میشدیم، بعد از زیارت حضرت عبدالعظیم میرفتند سر قبر طیب سنگ قبر داشت مینشستند فاتحه میخواندند و بعد میگفتند آقا سید محسن میدانی من چرا دارم میآیم اینجا؟ من میآیم اینجا که این برای من روز قیامت شفاعت کند، (آدم به کجا میرسد ها!) که این روز قیامت شفاعت ما را بکند. ببینید این اولیا چه دیدی داشتند، چه دیدی واقعاً داشتند. هیچ نمیگوید که من الان سید هستم، من الان عالم هستم، من الان مسجد قائم را دارم، من برای این همه افراد خلاصه مطلوب و مقصود هستم و مرید و ارادتمند و شاگرد دارم، ابدا! میگوید من میآیم اینجا فاتحه میخوانم که این در روز قیامت دست من را بگیرد، چون میداند میداند که این الان پیش خدا چه قربی دارد، میداند.

