
آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ سالک باید در راه خود، مسئله حُسن ظنّ به خدا را جدی بگیرد زیرا شیطان مرتباً با وسوسه حالت یأس و ناامیدی در او ایجاد میکند. 2ـ همنشینی با اولیاء اکسیر است و تمام حالات و مرام شخص را تغییر میدهد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی میفرمودند: حالاتیکه برای سالک پیش میآید مهمان اوست، باید از آنها پذیرایی کرد یعنی توجّه کند و به حالاتی که ضدّ این مهمان هست نپردازد. 4ـ داستان شخصی که حالات خوبی داشت و در اثر یک سلام به یک فرد، آن حالات را از دست داده و عکس آن حالات سابق برایش رخ داد. 5ـ عالم، عالم تکوین است و هرچیزی اثر خود را میگذارد، ارتباطات در نفس انسان تأثیر دارند، لذا علامه طهرانی میفرمودند: با هرکسی رفیق نشوید و دل به حرف هر شخصی نسپارید. 6ـ حالات، مکاشفات و خوابهایی که برای شخصی بهدست میآید را نباید به کسی گفت؛ چون در ملکوت او تأثیر میگذارد. 7ـ گاهی انسانهای عادی مطالب را باور و یقین میکنند مانند داستان طیب حاج رضایی که دستگاه اهل بیت را باور کرده بود و جرمش این بود که حاضر نبود به کسی تهمت بزند و مرحوم علامه میفرمودند: او تمام مراحل سلوک را در همان دوره زندان طی کرد و من بر سر قبر او میروم به امید شفاعت او در قیامت. 8ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: اگر همین لوطیها و داش مشتیها نبودند تا بهحال دینی برای مردم باقی نمانده بود. 9ـ در آن دنیا به قلب صاف و باطن نگاه میکنند که چقدر با واقع منطبق است نه به ظاهر (داستان شخصی که در حرم امام رضا علیه السلام گفته بود این پدر شما با بقیه فرق دارد) 11ـ حکایتی عجیب از مرحوم حاج طیب رضایی در برپایی مراسم عزاداری سیدالشهدا و اینکه او دستگاه امام حسین را باور داشت. 12ـ عدم یقین و باور نداشتن شخصی که در زمان شاه به کردستان تبعید شده بود و مردم از او درخواست نماز استسقاء کردند و او میترسید که بخواند و باران نبارد. 13ـ مردم عوام باورمند هستند و خدا طبق همین باور با آنها رفتار میکند.
آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«وَانَا یا سَیدِى عَائِذٌ بِفَضْلِک هَارِبٌ مِنْک الَیک مُتْنَجِزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً»
ای مولای من، من به فضل و کرامت تو پناه میآورم و از تو به سوی تو در گریز و شتاب هستم و به آن وعدهای که درباره گذشت از ضلات و خطاهای افرادی که به تو حسن ظن دارند، دادهای من به آن وعده امیدوار و متیقن و ثابت و پابرجا هستم. عرض شد این فقرات همه حکایت از یک مطلب میکند و حکایت از یک قضیه میکند حالا اگر انشاءاللَه در شبهای آتیه توفیق پیدا کردیم در ادامه راجع به بقیه فقراتی که نپرداختیم [صحبت میکنیم] روشن میشود که همه اینها از یک مسئله ناشی میشود و آن عبارت است از حسن ظن به پروردگار. سالک و کسی که در راه خدا حرکت میکند، مسئله حسن ظن را باید جدی بگیرد، چون شیطان هی میآید و وسوسه میکند، هی میآید وسوسه میکند و جریانات و حوادثی را هی به رخ انسان میکشاند و نشان میدهد که موجب یاس و ناامیدی بشود و بگوید این افراد که آمدند ببین چه شدند، اینهایی که آمدند پیش بزرگان، سالهای سال در خدمت بزرگان بودند نگاه کنید یکی اینجوری شد، یکی آنجوری شد، آن کسی که به او نگاه میکردیم که حالا چه خواهد شد اینجوری درآمد، آن کسی که چه توقعی از او داشتیم ببین سر از کجا درآورد، آن کسی که مورد توجه همه بود نگاه کن ببین الان چه حرفهایی دارد میزند. خب ما از اینها زیاد دیدیم، خیلی دیدیم، پوستمان کلفت شده، از این که واقعاً زمان مرحوم آقا و حتی نسبت به اساتیدشان، کسانی که جداً میآمدند و سالها میآمدند، حالی هم پیدا میکردند ها! نه اینکه همینطور بله! یکی از اینها که اگر اسمش را بیاورم همه شما میشناسید، همه، در جلسات مرحوم آقا به او میگفتند که فلان دعا را بخوان، یک شب یادم است نمیدانم به چه مناسبتی بود دعای خمسة عشر را میخواند و همینطور که میخواند اشک از چشمهایش میآمد، خب این اشک است بیخود که نمیآید، این یک منشأیی دارد، یک انکسار قلبی است، یک حزن و توجهای هست، همینطوری که اشک نمیآید، بعضی از هنرپیشهها هستند آنها خوب بلد هستند فیلم بازی کنند همچین گریه میکنند که از خود صاحب حزن هم این جلوهاش خیلی بیشتر و موثرتر در بین مخاطبین و بینندگان است.
