آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او
13ایشان از خواندن نماز باران استنکاف کرد وقتی که سوال کردند گفته بود که من میترسم بخوانم و باران نیاید و برای مذهب شیعه موجب وهن شود، موجب ضعف در مقابل اهل تسنن بشود، ببینید این آدم معلوم میشود آدمی است که متنجز نیست باور ندارد. به من و شما چه مربوط است؟ به ما میگویند نماز باران بخوان بخوان، مگر ما و شما قیم دین هستیم؟ مگر دلسوز دین من و شما هستیم، مگر ولی و وکیل دین من و شما هستیم؟ ولی دین یک نفر است آن هم غائب است خودش میداند دین دین خودش است به ما چه؟ آیا در فقه نماز استسقاء هست یا نیست؟ اگر در فقه و شرع ما نماز باران داریم دیگر بنابراین شما غصه چی را میخواهید بخورید؟ دلسوزی برای کی میخواهید بکنید؟ برای کی میخواهید دلسوزی کنید؟ برای دین؟ دین صاحب دارد به تو چه مربوط است؟ به من چه مربوط است؟ دین صاحب دارد دلش میخواهد آبرو برود برود! به ما چه مربوط است؟ ما وظیفه داریم طبق شرع، طبق فقه، طبق فقهی که داریم، طبق شرعی که داریم، طبق احکامی که داریم عمل نماییم، نماز استسقاء دستورات خاصی دارد، خطیب باید اینطور باشد، لباسش را به این کیفیت بپوشد و مردها کجا باشند، زنها کجا باشند، حتی داریم بچهها را هم برای نماز ببرید و ... .
خب انسان باید نماز بخواند، درست، حالا باران بیاید، باران نیاید آن دیگر در اختیار انسان و وظیفه انسان نیست، اینجا ما به این نکته میرسیم ما که داریم برای دین دل میسوزانیم نکند داریم برای شخصیت خودمان دل میسوزانیم! نکند این مال دین نیست! چون اگر مال دین است خب دین صاحب دارد به من چه؟ هیچ ربطی ندارد، اصلًا خدا دلش میخواهد آبروی تشیع برود خب برود به من چه؟ وظیفه من چیست؟ من متولی دین هستم یا یک مسئول و یک مکلف هستم؟ وظیفه این است که شما الان نماز را بخوانید والسلام. شاید هم اگر میخواندید باران هم میآمد، معلوم میشود ما به مسائل باور نداریم، بله میآییم کتب را میخوانیم، روایات را میخوانیم استنباط هم میکنیم ولی خودمان باور نداریم، ولی این مردم عوام باور دارند، همین مردم باور دارند و خدا بر طبق همین باور با آنها عمل خواهد کرد، عمل خواهد کرد.

