اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

14107
سال 1435
نسخه عربی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

10
  • خُب یک جواب دودوتاچهار تا دارد، خیلی جواب راحت، خُب بنده خدا خودت نگاه کن به این‌که ببین بعد از پیغمبر چه شد، مگر خودت بالای منبر، این‌طرف و آن‌طرف، نمی‌گفتی؛ پیغمبر صلی اللَه علیه و آله چند سال با این مردم بود؟ بیست‌وسه‌سال بود، بابا یک هفته با این پیغمبر بودن کافی بود تا مس وجود انسان به طلا تبدیل شود، یک‌هفته! بیست و سه‌سال این پیغمبر در میان مردم بود، سیزده‌سال در مکه، ده‌سال در مدینه، ولی وقتی شما نگاه می‌کنید می‌بینید: فقط جسمش با مردم بود، تُن صدایش با مردم بود، امّا تُن صدا چقدر در قلب این مردم رسوخ و نفوذ کرده بود، آن را ببینید!

  • میخ را وقتی به دیوار، به چوب می‌کوبند، یک تقه می‌زنند نیم میل داخل می‌رود، دو تا تقه می‌زنند می‌رود تا بالاخره یک‌سه‌چهارسانتی دیگر تا آخرش با این چکش و فلان و این حرف‌ها ... این صحبت‌های پیغمبر چقدر نفوذ کرده بود در این دل؟ چقدر نفوذ کرده بود؟! ابداً، ابداً! خُب دیدیم دیگر، یک معرکه‌ای به اسم سقیفه راه انداختند، معرکه بنی‌صاعده، معرکه بود دیگر، شعبده‌بازی و معرکه و تئاتر و ... هنرپیشه‌هایش هم خُب مشخص است چه کسانی بودند، تمام آن‌هایی که آب وضوی پیغمبر را به صورتشان می‌مالیدند، تمام آن‌هایی که می‌رفتند صف اوّل، پشت سر پیغمبر سجاده می‌انداختند که ثواب بیشتر؛ هان! پشت سر پیغمبر ثواب زیاد دارد. نمازش فرق می‌کند تا آن صف دوّم و سوم تا آخر، فرق می‌کند دیگر نزدیک پیغمبر، تمام آن‌هایی که یا رسول‌اللَه یا رسول‌اللَه‌هشان تا ثریا و عطارد و زهره می‌رسید، همه آن‌ها رفتند در آن معرکه و تئاتر و فیلم و چیز بازی که آن را درآوردند، همه آن‌ها!

  • انس‌بن‌مالک که آن‌جا [خادم پیغمبر بود] آن هم رفت، آن کسی هم که قرار بود بیاید شهادت بدهد راجع به جریان أمیرالمؤمنین که در همان جلد اوّل اسرار نوشتم‌1، او هم رفت.

  • که أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌آید می‌گوید: بابا! مگر تو نشنیدی، مگر تو ندیدی، مگر تو در آن جریان نبودی! همه کله‌ها را عین بز، عین بز انداختند پایین، از خجالت نمی‌توانند نگاه کنند. یکی از آن‌ها خیلی رو داشت: یا علی یادمان رفته! ای فلان بر فلان هر چه بود، تو یادت رفته؟! تو شامی که‌ده‌سال پیش خوردی الآن یادت است چه خوردی، قورمه سبزی خوردی یا فسنجان، یادت رفته همچنین قضیه کذایی؟ این‌ها مال ماها است، باور کنید برای تک تک ما این جریانات اتّفاق افتاده است یا خواهد افتاد، این‌ها برای ماهاست، برای همه ماها هست. شما در فلان قضیه چه؟ واللَه یادم نمی‌آید.

    1. اسرار ملكوت، ج ١، ص ٥٥.