اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

14107
سال 1435
نسخه عربی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

9
  • خُب این‌جوری خدا می‌آید دست آدم را می‌گیرد: وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنا 1؛ آن‌هایی که دنبال هستند، پیگیر هستند ما دستشان را می‌گیریم، آنی که پیگیر نیست کاری به او نداریم، هیچ کاری به او نداریم، افسار را می‌اندازیم گردن خودش، می‌گوید: خودم دیگر، مغز خودم، فکر خودم، علم خودم، تجربه خودم، استعداد خودم، هوش خودم، خودم، خودم، خُب خودم، خدا هم می‌گوید: خودت دیگر، بیا بابا تتمه آنی که ما باید انجام بدهیم آن هم به خودت واگذار کردیم خودت برو ببین چه‌کار می‌کنی.

  • تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است***راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش‌
  • این حرکت‌ها همه از آن‌طرف دارد می‌آید، وقتی آن‌ها می‌گویند که: ما دست می‌گیریم؛ راست می‌گویند، راست می‌گویند.

  • یک‌وقت یک جریانی بود در همان سال‌هایی که دوران سختی هم بر ما گذشت، خیلی دوران سخت، من در همان زمان‌ها حتّی دو بار شد یا بیشتر که آن کسالت معده و اثنی‌عشرم حاد شد، خیلی دوران سختی بود. من در یک برهه خیلی در فشار مطالب مختلف و جریانات متفاوتی قرار گرفته بودم.

  • یک روز بعدازظهر بود ظاهراً روز تاسوعا بود، خُب دیگر این هم از نقص آدم است، نقص آدم و خطای انسان و ظرفیت محدود آدم است دیگر، بالاخره هر کسی یک ظرفیتی دارد، یک سعه‌ای دارد یک مقداری! می‌خواستم بخوابم یک‌دفعه این ضد در من پیدا شد آخر این مدتی که شما خطاب به پدرم بود این مدتی که آخر شما بودی آخر چه‌کار کردی؟ برای این مردم، برای این ملّت برای همین دوستان، آخر چه کار کردی، بساطی که درآمده و ...، در بطلان این خُب من شک نداشتم که باطل است، این که باطل است، این که مفروق عنه است، این طرف قضیه برایم مشکل پیدا شد، این همه سالیان سال، این نشست و برخاست‌ها، این همه صحبت‌ها، در تهران بیست‌ودوسال یا بیست‌ویک‌سال در مسجد قائم، ماه رمضان منبر، خودشان می‌رفتند، شب‌های سه‌شنبه صحبت‌می‌کردند، هر شب تفسیر می‌گفتند، روزهای جمعه جلسه داشتند، عصرها جلسه داشتند، بعد که به مشهد آمدند این کتاب‌ها و این نمی‌دانم بساط و تألیفات و صحبت‌ها و وعده‌ها و ملاقات‌ها و این برود آن یکی بیاید، این برود آن یکی بیاید، چه شد پس، پس چه شد؟!

    1. العنکبوت، ٦٩.