وفای خداوند و اولیائش به وعدههای خود
18لابد یک دانه مصیبت هم برای علی میخوانند، بنشینیم حالا یک خرده برایش گریه کنیم، کسی دیگر دورش نیست و فلان و ... اینهایی هم که دور و ور أمیرالمؤمنین هستند دارند با دُم خودشان گردو میشکنند و بشکن میزنند که تازه میتوانیم بنشینیم صحبتهای علی را بشنویم، حرفهایش را بشنویم، اسرارش را بشنویم، نمیدانم با او حال کنیم، تازه خلاصه تنها گیرش آوردیم دیگر با او حداکثر آنچه که در توان داریم بتوانیم کارمان را این چند روز دنیا با او انجام بدهیم!
ببینید؛ دو طرز فکر وجود دارد، طرز فکر دنیا معیارش این است: کثرت، باسکول، ها! باسکول! طرز فکر عقبی: نور، بهاء، بهجت، خوشی، عشق، حرارت، گرمی، ائتلاف، جذبه، نفخه، تمام اینها در این طرف. خُب حالا صد نفر میخواهد، بابا اصلًا چرا زیاد باشند همین چهارپنجتا بس است، حالا در دلشان که غلط است بگویند، این درست نیست، ولی آن تهته دل میگویند: خدا کند زیاد نشود، به حسب ظاهر نمیگویم، حالا به حسب ظاهر خدا میخواهد یکی را هدایت کند حالا من بیایم جلو بگیرم، ولی بالاخره آن تهته دلشان را خلاصه ما چیز کنیم میگویند: همین چهارپنجتایی که هستیم همین دوروور این علی باشیم و در خانه را هم چفت کنیم و چهارتا میخ هم به آن بکوبیم که کس دیگر نتواند اصلًا بیاید! اینها فهمیدند، اینها بردند، اینها رند هستند، اینها قضیه را دریافتند، یعنی همین چند تا.
علیکلحال، راه خدا باز است و مسیر خدا هموار است، و دعوت خدا برای تکتک ما آمده، حالا این گوی و این میدان، این گوی و این میدان!
راه و روش بزرگان همیشه این بود که: انسان از عمل دیگران و در توجّه به دیگران باید درس عبرت بگیرد، نه اینکه یأس و ناامیدى بر او غالب بشود، اوّلی درست، دوّمی غلط، غالب نباید شود و لذا امامسجاد علیهالسلّام در اینجا میفرماید که: مُتِنَجز ما وَعَدتَ؛ من مطلب را گرفتم، خدایا من مطلب را گرفتم شوخی ندارم با تو، خودت وعده دادی که از کسانی که به تو حسنظن دارند بگذری، خلاصه ما هم به خدا میگوییم: خدایا ما کاری نداریم ما که اصلًا تو را نمیشناسیم ولی میدانیم امامسجادت راست میگوید این را ما میدانیم، در این قضیه ما متنجز هستیم، سفت سفت هم ایستادیم، اگر یک راستگو در دنیاست آن امامسجاد علیهالسّلام است این را میدانیم، لذا روی این حساب خدایا دیگر ما را نمیتوانی، نمیتوانی اینطرف و آنطرف: حالا ببینیم چه میشود و حالا بیا و یه کاریش میکنیم! نه آقاجان! در دعای ابیحمزه امامسجادت که معصوم است، ولی است، امام است، و در دنیا هیچ صادقی هم مثل او نیست این حرف را زده ما هم سفت همین را میگیریم، این تنجز ما برو و برگرد هم ندارد.

