اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

التجاء به فضل خدا

14٬908
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ اگر خدا می‌خواست با عدلش رفتار کند، انسان باید تاوان همۀ گناهانش را می‌داد، خصوصاً گناهانی که جنبه علنی دارند. 2ـ رسول خدا فرمودند: اگر فردی عیبی را از کسی ببیند و کتمان کند خداوند در قیامت عیب او را از خلایق پنهان می‌کند و اگر عیب او را برملا کند او را در جلوی خلایق مفتضح خواهد ساخت. 3ـ یکی از مبانی سلوک کتمان است و انسان اثر آن را در مواقع حساس می‌بیند که خداوند چگونه آبروی او را حفظ می‌کند. 4ـ حضرت ابراهیم که چشم باطنش باز شد دو نفر را دید که مشغول گناه بودند و از خدا تقاضای مرگ آنها را کرد و مورد مؤاخذ خداوند واقع شد. 5ـ همیشه باید امام زمان را کنار خودمان احساس کنیم، او یک لحظه از ما غافل نیست زیرا نسخه اصلی هر شخصی در نفس امام است. 6ـ شخصی خدمت امیرالمؤمنین آمد و می‌خواست اقرار به گناه کند و حضرت ممانعت کردند زیرا می‌خواهند بگوید من با فضل خدا برخورد می‌کنم. 7ـ نیروی محرکه‌ای که انسان را به حرکت در می آورد امید و نگاه به فضل خداست. 8‌ـ داستان طلبه‌ای که در زمان جنگ تحمیلی برای تصحیح صدق نیت خود، خدمت مرحوم علامه طهرانی آمده بود و ایشان فرمودند: نسبت به راهی که می‌روید باید ثابت قدم باشید و به مسیر خود یقین داشته باشید؛ زیرا کسی‌که برای خدا جهاد می‌کند و به تکلیفش عمل می‌کند فرقی ندارد که در چه وضعیتی به شهادت برسد و یا پیروز بشود و یا شکست بخورد. 9ـ چون انسان به خداوند یقین ندارد، لذا از مناسبات و معاملات دنیایی که به نفع او باشند خوشحال، و اگر به ضرر او باشند ناراحت می‌گردد. 10ـ رفتارپیامبر طوری بود که مردم را به همدیگر نزدیک می‌کرد. وقتی یک یهودی نزد امیرالمؤمنین می‌آمد، حضرت می‌فرموند: السلام علیک یا اخ الیهود. 11ـ روش اسلام و شیعه محبت بین ملتهاست. در مسابقات ورزشی بین‌المللی انسان باید به همان اندازه که از برد خوشحال می‌شود، باید بداند که ملتی دیگر ناراحت می‌شوند درحالی‌که بندگان با هر قومیت و ملیتی یک ارتباط با خدا دارند لذا نباید کسی فخر و مباهات کند. 12ـ اخلاق پهلوانان به‌خاطر برد و باخت خود نبود، مانند پوریای ولی که خودش را به زمین زد به‌خاطر اینکه حریفش ببرد، ولی ناگهان چشم باطنش باز شد. 13ـ یکی از مبانی سلوک تم

التجاء به فضل خدا

توضیحات:

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ اگر خدا می‌خواست با عدلش رفتار کند، انسان باید تاوان همۀ گناهانش را می‌داد، خصوصاً گناهانی که جنبه علنی دارند. 2ـ رسول خدا فرمودند: اگر فردی عیبی را از کسی ببیند و کتمان کند خداوند در قیامت عیب او را از خلایق پنهان می‌کند و اگر عیب او را برملا کند او را در جلوی خلایق مفتضح خواهد ساخت. 3ـ یکی از مبانی سلوک کتمان است و انسان اثر آن را در مواقع حساس می‌بیند که خداوند چگونه آبروی او را حفظ می‌کند. 4ـ حضرت ابراهیم که چشم باطنش باز شد دو نفر را دید که مشغول گناه بودند و از خدا تقاضای مرگ آنها را کرد و مورد مؤاخذ خداوند واقع شد. 5ـ همیشه باید امام زمان را کنار خودمان احساس کنیم، او یک لحظه از ما غافل نیست زیرا نسخه اصلی هر شخصی در نفس امام است. 6ـ شخصی خدمت امیرالمؤمنین آمد و می‌خواست اقرار به گناه کند و حضرت ممانعت کردند زیرا می‌خواهند بگوید من با فضل خدا برخورد می‌کنم. 7ـ نیروی محرکه‌ای که انسان را به حرکت در می آورد امید و نگاه به فضل خداست. 8‌ـ داستان طلبه‌ای که در زمان جنگ تحمیلی برای تصحیح صدق نیت خود، خدمت مرحوم علامه طهرانی آمده بود و ایشان فرمودند: نسبت به راهی که می‌روید باید ثابت قدم باشید و به مسیر خود یقین داشته باشید؛ زیرا کسی‌که برای خدا جهاد می‌کند و به تکلیفش عمل می‌کند فرقی ندارد که در چه وضعیتی به شهادت برسد و یا پیروز بشود و یا شکست بخورد. 9ـ چون انسان به خداوند یقین ندارد، لذا از مناسبات و معاملات دنیایی که به نفع او باشند خوشحال، و اگر به ضرر او باشند ناراحت می‌گردد. 10ـ رفتارپیامبر طوری بود که مردم را به همدیگر نزدیک می‌کرد. وقتی یک یهودی نزد امیرالمؤمنین می‌آمد، حضرت می‌فرموند: السلام علیک یا اخ الیهود. 11ـ روش اسلام و شیعه محبت بین ملتهاست. در مسابقات ورزشی بین‌المللی انسان باید به همان اندازه که از برد خوشحال می‌شود، باید بداند که ملتی دیگر ناراحت می‌شوند درحالی‌که بندگان با هر قومیت و ملیتی یک ارتباط با خدا دارند لذا نباید کسی فخر و مباهات کند. 12ـ اخلاق پهلوانان به‌خاطر برد و باخت خود نبود، مانند پوریای ولی که خودش را به زمین زد به‌خاطر اینکه حریفش ببرد، ولی ناگهان چشم باطنش باز شد. 13ـ یکی از مبانی سلوک تم

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

التجاء به فضل خدا

7
  • لذا ما نگاه می‌کنیم فرض بکنید که به این مسئله که اصلًا مسئله مهمی نیست، که اصلًا در مقام قضاوت، یک قاضی در مقام قضاوت چگونه باید با یک قضیه برخورد کند؟ با مطالبی که اتفاق می‌افتد با جرم‌هایی که اتفاق می‌افتد، با خلافهایی که اتفاق می‌افتد یا یک مجتهد در مقام فتوا آیا می‌تواند یک حکم را نسبت به همه اعلام کند؟ آیا می‌تواند یک فتوا را نسبت به همه بگوید یا اینکه هر شخصی ممکن است به مقتضای خصوصیات خودش دارای موضوع‌های مختلف که هر موضوعی حکم به خاص خودش برای شما مترتب است، این مسئله است.

  • شخصی می‌آید پیش امیرالمومنین علیه السلام زنی است که خلاف کرده خطایی از او سر زده، می‌گوید یا علی من خطا کردم، خلاف کردم، بیا به من حد جاری کن. امیرالمومنین علیه السلام می‌گوید بلند شو برو پی کارت ببینم این هذیان‌ها چیست که داری می‌گویی؟ حالا، این چرت و پرت‌ها چیست؟ حالا به تعبیر خودمان بلند شو برو ببینم من حوصله شنیدن این حرفها را ندارم، آن زن می‌گوید من خلاف کردم، خطا کردم حکم خدا این است. می‌روم پیش علی و علی دارد به من این‌طوری می‌گوید، دوباره می‌رود و حضرت می‌گوید بلند شو برو ببینم این حرفها چیست؟ خلاصه قضیه‌اش مفصل است، این یعنی چه؟ این یعنی من علی آن مقام فضل و کرامت و صفح، صفح پروردگار را دارم احساس می‌کنم، دارم به تو می‌گویم این کار را بکن برو دیگر چرا ایستاده‌ای؟ اگر قرار است حد بزنم، خب من می‌زنم به‌تو، بلند شو برو گناه کردی بله! گناهت مخفی است، تا مخفی هست تا علنی نشده ... که اگر بخواهد علنی شود آن‌وقت مسائل اجتماعی پیش می‌آید، آن‌وقت قضیه فرق می‌کند.

  • در ارتداد قضیه چیست؟ آیا هر کسی مرتد شد فوراً باید او را کشت؟ حالا ان‌شاءاللَه ما این مطالب را در همین کتاب ارتداد توضیح می‌دهیم نه این‌طور نیست، اگر کسی بخواهد مرتد شود حالا در فکرش این است در هر چه، عمداً عالماً مغرض هم باشد، هر چه می‌خواهد باشد به کسی چه مربوط است؟ دلش می‌خواهد مرتد شود، دلش می‌خواهد دین را بگذارد کنار، بگذارد کنار! خودش می‌داند و خدای خودش در آن‌طرف، یک وقت می‌آید این مطلب را در جامعه منتشر می‌کند آنوقت ها! تا وقتی که خودت به این مسئله مبتلایی ما کاری نداریم، یک وقتی می‌آیی و این سم را در جامعه پخش می‌کنی، آدمی که وبا گرفته، آدمی که بیماری اپیدمی گرفته این را برمی‌دارند یک جا در قرنطینه می‌کنند، در بیمارستان در بخش مخصوص اینها را نگه می‌دارند و دم درب تابلوی ملاقات ممنوع می‌زنند، بیماران را نمی‌گذارند بروند که اینها تحت مراقبت باشند، حالا در خانه‌شان یا فرض کنید که در بیمارستان، نمی‌آورند این آدم را در اجتماع، در جای شلوغ، بازار، مسجد، حسینیه، اجتماعات مختلف و رها کنند خب بقیه می‌گیرند! خب بقیه هم مبتلا می‌شوند! تا وقتی این بیماری مال خودش است و کسی را مبتلا نمی‌کند و کسی را نمی‌کشد کاریش ندارند، می‌برند بیمارستان وبه‌او سرم وصل می‌کنند، اگر وبا و اینها باشد یک چند روزی تحت مراقبت می‌گذراند ولی اگر این بلند شود بیاید در اجتماع آن ویروس را منتقل کند، آن میکروب را منتقل کند به وسائل مختلف، نوشیدنی، تنفسی و امثال ذلک، اگر منتشر کرد خب بقیه مریض می‌شوند، آن موقع حکم فرق می‌کند می‌گویند چرا آمدی در اجتماع؟ برای چه آمدی؟

/ 260