التجاء به فضل خدا
6حضرت ابراهیم هنوز جنبه نداشت ولی خدا چشمش را باز کرد، یک دفعه دید دو نفر دارند خلاف انجام میدهند گفت آی فلان فلان شدهها آمدید ...، خدایا بزن اینها را بکش، یک دفعه نمیدانم یک چیزی آمد خورد در سرشان، حالا در چه وضعی بودند دیگر نمیدانم خلاصه بیچارهها مردند، یک دفعه نگاه کرد (چشمش باز شده دیگر! حالا ببین اینهایی که چشمشان باز است اینها عرض کنم حضورتان که چیست قضیه؟ چه میشود؟) دید یک جا دیگر هم دارد یک خلاف انجام میشود گفت اینها هم که دارند خلاف میکنند، آقا اینها بندگان عاصی تو و فلان و این حرفها این کارها چی چیه. خدا گفت چه خبرت است؟ دو دقیقه چشمت را باز کردیم داری همه خلایق ما را کن فیکون میکنی، ما داریم صبح تا شب، بیست و چهار ساعت هزار تا از این خلافها را داریم میبینیم، از این چیزها داریم میبینیم، ملائکه دارند میبینند همه اینها چشم را درویش میکنند و چشم روی هم میگذارند و این حرفها، دو دقیقه چشمت را باز کردیم دو دقیقه هم که نه یک دقیقه، حالا در آن یک دقیقه عجیب است! همان سر بزنگاه خدا هم سر بزنگاه چشمش را باز کرده، خدایا تو هم بگذار یک نیم ساعت اینطرفتر چشمش را باز میکردی، چه میشد؟ (مزاح)
حالا به شما این را بگویم این اولیاء خدا بیست و چهار ساعت چشمشان باز است، ببینید حالا قضیه چه خواهد شد؟ قضیه چه خواهد شد؟ این که من میگویم ما باید همیشه امام زمان علیه السلام را در کنار خودمان احساس کنیم برای همین است، به خاطر همین، ایشان یک لحظه از ما غفلت ندارند، حتی یک لحظه. ما از او غافل هستیم عین آن کبک عین آن کبک که سرش را در برف میکند، خیال میکنیم ما نمیدانیم او هم نمیداند. آنوقت ماشاءاللَه امام زمان تمام عالم کن فیکون را اینها را همه را دارد الان اداره میکند، همه آنها را دارد میگرداند، اصلًا کجا دیگر متوجه ما و کارهای ما است! نه عزیزم به محض اینکه یک نفر در این دنیا میآید آن نسخه اصلیاش میرود در نفس امام زمان آن نسخه اصلی! نسخه بدلش همین است که دارد با شما صحبت میکند، همینی که دارد به حرفهای من گوش میدهد این نسخه بدل است، آن نسخه اصل در نفس امام زمان است، آنوقت مگر میتواند امام علیه السلام از آن نسخه اصل غفلت داشته باشد، نسیان داشته باشد مگر یک همچنین چیزی میشود؟

