اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

التجاء به فضل خدا

14012
سال 1435
نسخه عربی

التجاء به فضل خدا

13
  • چند روز پیش بود من داشتم با بعضی از دوستان صحبت می‌کردم، گفتم: که من جداً می‌گویم در این قضیه مانده‌ام، این مسابقاتی که هست این مسابقات فوتبال، این مسابقات نمی‌دانم ورزش دنیا، خب در آن حدی که جنبه ورزش دارد بسیار خب، فقط در آن حد قابل قبول است، اما این دیگر بساطی است که در این کشورهاست، این بزند و آن بزند این خودش را پاره پوره کند برای اینکه برنده شود، آن نمی‌دانم سکته بکند که چرا باخته، اینها خارج از شأن یک انسان است، خارج از شأن یک آدم است، خارج از شأن یک بشر است، خارج از شأن نوع‌دوستی است، وقتی انسان یک بازی می‌کند یک مسابقه‌ای را انجام می‌دهد خب نباید به این فکر کند، به همان اندازه که این از بردن از حریف خوشحال است طرف مقابل ناراحت است.

  • تازه بردنی که اصلًا هشتاد درصدش شانس است، شانس است دیگر، خودمان داریم می‌بینیم شانس است، حالا خدا خواسته تو ببری بسیار خب، این بردن به همان اندازه که تو راحت هستی و خوشحالی می‌کنی و بوق! بوق! انگار چه شده، بابا یک توپی رفته در دروازه، انگار چه شده؟ انگار جبرائیل از آسمان آمده و کرات تسخیر شده‌اند و ... به همان اندازه که تو خوشحالی هستی، فکر نمی‌کنی که الان در آن فلان کشور آن زنها، آن مردها، آن بچه‌ها آنها به همان اندازه ناراحت هستند؟ فکر این را نمی‌کنی؟ اگر انسان به این فکر بیفتد آنوقت خوشحال می‌شود؟ شاید حالا یک مقداری خوشحال بشود، اما نه این‌قدر که بزند خودش را پاره پوره کند که چی؟ که نمی‌دانم فرض کنید که حالا زده و برده‌و اینها، اگر فکر این را ما بکنیم که همه بنده‌های خدا هستیم ما که در ایرانیم، آن که در عراق است، آن که در عربستان است، آن که در امریکا است، آن که در اروپاست، آن که در استرالیاست، آن که در افریقاست، همه بنده‌های خدا هستند، همه یک ارتباط با خدا دارند، توجه کنید چه دارم می‌گویم! همه یک ارتباط دارند هیچ کس بر دیگری ترجیح ندارد، هیچ کسی بر دیگری فخر نباید بفروشد، هیچ کس بر دیگری نباید مباهات کند و افتخار بکند، زدیم و پدرشان را درآوردیم و کمرشان را شکستم، کسی بر دیگری نباید فخر بفروشد، آنوقت انسان چه حالی پیدا می‌کند؟ آنوقت آیا حاضر است که فرض بکنید که یک کاری انجام بدهد که فلان کشور، فلان مردم، فلان سرزمین بچه‌ها، مردها، بزرگها، کوچک‌ها، جوانها اینها موجب ناراحتی‌شان شود؟ یا اینکه نه! خب بالاخره در یک حدی خوشحالی عیب ندارد، حالا یک قدری، بالاخره زده و برده و فلان اما نه در این حد.