التجاء به فضل خدا
16آن زمان ما میرفتیم پیش همان استاد خط، مرحوم میرخانی خدا بیامرزدش مرحوم سید حسین میرخانی، کلاس خط میرفتیم او مینشست برای ما از این چیزها میگفت، یعنی هم به ما خط میگفت و هم درس میداد و هم از این قضایا و مسائل و چیزهایی که خودش دیده بود. چون خودش هم یک وقتی در این مسائل بود و چیزهایی تعریف میکرد که دیگر امشب جای گفتنش نیست.
اینها اهل اخلاق بودند، خودشان را به شکست وامیداشتند، ما چند نفر داریم در میان این جامعه که امروز که در رفتارشان، در ورزش، در ارتباطشان، آن روش بزرگان و این مرام و این موقعیت را بخواهند در اینگونه مسائل انجام بدهند، چند نفر داریم؟ واقعاً چند نفر داریم و چند نفر از افرادی که در کنار هستند آنها به همان رفتار گذشتگان و همان موقعیت گذشتگان عمل میکنند و مردم عمل آنها را مشاهده میکنند؟ دیگر چه باید عرض کنم بله، چند نفر را سراغ داریم؟
اخلاق توحیدی، اخلاق اسلامی، اخلاق عرفانی، اخلاق اولیاء خدا، این اخلاق در همه زمینهها جاذبه دارد، نه فقط در یک مورد به خصوص، پای سفره و اینها، در همه زمینهها در زمینه روابط اجتماعی، در زمینه همسایگی، در زمینه مسائل ورزشی حتی این گونه مطالب، در زمینه مسائل سیاسی و در سایر امور، امور اجتماعی و غیر اجتماعی، در هر جا نگاه کنید میبینید برنامه دارند، یک جا میگوید اصلًا باید شکست بخوری، شکست بخوری، یک جا نه! نباید شکست بخوری، باید بیایی جلو به حسب موارد و مواقف مختلف، توجه میکنید؟
خب آنوقت این میشود آن روشی که باید انسان آن را انجام دهد، آن روش خداپسندانه، لذا همیشه ما باید از خدا بخواهیم با فضلش با ما برخورد کند، آن مسئله عدالت را خدا پیش نکشد، مسئله عدالت را جلو نیاورد، روی این جهت یکی از مبانی سلوک این است که انسان به فضل خدا تکیه کند، در شبهای گذشته صحبت در این بود اتفاقاً بعضی از دوستان هم سوال کردند، نامه دادند به بنده که شما که میگویید که انسان به اعمالش نباید نگاه کند خب ما این همه عمل انجام دادیم، اتکاء کردیم به عملمان، شما زدید زیر بار همه این مطالب و انسان باید به فضل خدا نگاه بکند و انسان باید یقین داشته باشد و باور داشته باشد و فلان و این حرفها.

