التجاء به فضل خدا
18پس باید این را به عنوان یک اصل در نظر بگیریم. امشب دیگر فرصت نشد اصلا صحبت رفت در یک جای دیگر و در یک بحثهای دیگر، چیزهای دیگری میخواستم بگویم و مورد نظرم بود حالا انشاءاللَه برای فرصت دیگری، آنچه که در سلوک ... این را میخواهم عرض بکنم انشاءاللَه شب بعد راجع به این قضیه صحبت خواهیم کرد، اگر خدا بخواهد اصل و اساس حرکت انسان اتکاء به فضل خداست نه اتکاء به عدل، اینجاست که بزرگان گفتند خودت را کنار بگذار و بیا، دع نفسک و تعال یعنی همین، سوال کردند از یک بزرگ که راه چیست و سیر کدام است و سلوک به چه گویند؟ پاسخ داد دع نفسک و تعال، خودت را بگذار و بیا، این یعنی چه؟ یعنی اتکا به فضل خدا این عبارت همین است، آن عبارت آن است و این عبارت امام سجاد علیه السلام است.
اتکاء به فضل خدا یعنی خودت را به حساب نیاور، کاری که من دارم میکنم نگو، من این عمل را انجام دادم نگو، من این کار را کردم نگو، من این مسئله خیر را انجام دادم نگو، عمل خیر را انجام بده این را از یک ناحیه دیگری بدان! و بعد نتیجهاش را خواهی دید در نفست خواهی دید که یک جور دیگر شدی، یک حال دیگر پیدا کردی، اما اگر آن عمل خیر را انجام بدهی بعد هم رویش حساب باز کنی میبینی ها! نه! بد نبود، الحمدلله توفیق پیدا کردیم، الحمدلله توفیق پیدا کردیم که این عمل خیر را انجام بدهیم، یک خرده باد همچین یک خرده، دو کیلو اضافه میشود، سه کیلو اضافه میشود، البته وزن اضافه نمیشود همان باد اضافه میشود.
این دع نفسک و تعال یعنی همین، اصل سلوک این است، یعنی از اول که شما حرکت میکنید در راه خدا تا آن نقطه آخری که میخواهید برسید دع نفسک و تعال یعنی همین، خودت را بگذار و بعد بیا وارد خانه شو، خودت را بگذار بیرون بعد وارد چیز شو.

