اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت یقین در سیر و سلوک

0
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ سلوک، باور و اعتقاد می‌خواهد البته یقینی که هیچ تزلزلی در آن نباشد در مراتب بالا حاصل می‌شود. 2ـ یکی از علما می‌گفت وقتی با مرحوم علامه طهرانی به درس اخلاق آقای شیخ عباس طهرانی رفته بودیم بعد از جلسه ایشان به من فرمود: من امروز از ایشان مطلبی بدست آوردم که تا آخر عمر از آن عدول نخواهم کرد. (و همین‌طور هم شد) 3ـ کسی در سلوک پایدار است که مطلب در قلب او نفوذ کرده باشد. 4ـ هر چه فرد نسبت به مسئله سلوک ادراک و فهم بیشتری داشته باشد به همان اندازه کتمانش هم بیشتر است. 5ـ مرحوم علامه می‌فرمودند اگر برای این نعمت هدایت تا آخر عمر سجده شکر بجا بیاوریم کم است. 6ـ برخی از شاگردان مرحوم آقا می‌گفتند در جاهایی که ما نظر ایشان را رعایت می‌کردیم موفق می‌شدیم و هرجا که اعمال سلیقه شخصی می‌کردیم ضرر می‌نمودیم. 7ـ لشکر 30 هزار نفری عمرسعد در کربلا، یک‌نفر یک‌نفرهایی بودند که آمدند و هرکدام از آنها در هر لرزه‌ای که بر دل بچه‌های امام حسین انداختند باید حساب بدهند. 8ـ سعدبن ابی وقاص بعد از پیامبر نه با علی بیعت کرد و نه با ابوبکر و بعد معاویه او را بخاطر بیعت نکردن با علی توبیخ و سرزنش کرد. 10ـ معاویه و مأمون چون امام علی و امام رضا علیهما السلام را بر حق می‌دیدند برای آنها گریه می‌کردند. 10ـ مردانگی و مروت علی را معاویه فهمیده بود که چطور در وقتی که جنگ به نقطه حساس رسید و با یک ضربت کار تمام می‌شد دست نگه داشت. 11ـ باید نمادهای انسانیت و آزادی اهل بیت مانند آب دادن امام حسین به لشکر دشمن را برای سیاست مداران دنیا ترجمه کرد و فرستاد. 12ـ یکی از سیاسیون مسیحی (که سالها در زندان بود و آزاد شد) چون عملش انسانی و مطابق فطرت بود قابل تقدیر است. 13ـ تمام جنگ‌ها و تحریک‌ها و آزارها زیر سر ابوسفیان بود اما پیامبر در فتح مکه خانه او را مأمن قرار می‌دهد و عفو عمومی صادر می‌کند و فرمودند الاسلام یجب ما قبله زیرا پیامبر دیدگاه توحیدی دارد و همه را بندۀ خدا می‌بیند. 14ـ مبانی فطرت در همه جا و برای همه یکی است (هر کسی کاری طبق فطرت انجام دهد قابل تقدیراست) مرحوم حداد می‌فرمودند: بعضی‌ها راه نرفته سالک هستند چون عمل آنها مطابق فطرت است. 15ـ معاویه بعد از صلح ب

اهمیت یقین در سیر و سلوک

7
  • در مطالبی که نظر ایشان را افراد رعایت می‌کردند هیچ گاه پشیمان نمی‌شدند، هیچ‌گاه. چون مسئولیت با خودش است و بعد هم خُب مشخص می‌شد بر این‌که مطلب از چه قرار است. در آن جاهایی که نظر ایشان مورد رعایت قرار نمی‌گرفت، سلیقه‌های شخصی هم می‌آمد و کمی در آن اعمال نظر دخالت می‌کرد، خود سلیقه افراد دخالت می‌کرد، خودشان به من می‌گفتند حتّی در زمان خودشان: وای ما چرا در این‌جا حرف آقا را گوش ندادیم، چرا ما در این‌جا این‌طوری کردیم، حالا چه‌کار کنیم؟ حالا که یک قضیه‌ای اتفاق افتاده چقدر ما در این قضیه دخیل هستیم؟

  • خُب بالاخره یک نفر هم یک نفر است! این لشگر عمرسعد که آمد برای کشتن زراری رسول‌خدا، لشگر یک نفر یک نفرهایی بود که جمع شدند یک‌دفعه سی‌هزار نفر شدند، یکی از این‌طرف آمد، یکی از آن‌طرف آمد، یکی از این‌طرف آمد یک‌دفعه شدند سی‌هزار نفر، یک‌دفعه سی‌هزار نفر که از زمین نمی‌جوشد؟ هر کدام از این سی‌هزار نفر در هر لرزه‌ای که بر تن بچه‌های امام‌حسین علیه السّلام انداختند، باید حساب بدهند، هر کدام! ولو این‌که شمشیر هم نزده باشد، حالا آن‌هایی که شمشیر زدند که خُب آن‌ها دیگر نورعلی‌نور هستند، دیگر آن که خیلی عالی و آن‌هایی که آمدند و دیگر کارهای مهمتر و حالا شمر و فلان و این‌ها خُب آن دیگر اصلًا حسابشان را ما نمی‌گوییم. نه، همین‌قدر آمدند دل بچه‌های پیغمبر را لرزاندند یا نه؟ همین یک نفر با اسبش، با شمشیرش با نیزه‌اش، این سی‌هزار نفر به همان اندازه باید حساب پس بدهند، هیچ راه ندارد.

  • حالا خدا با آن‌ها در روز قیامت چه می‌کند دیگر ما نمی‌دانیم، حالا این‌ها بعد توبه کردند، فلان کردند، یک عده‌ای جزو توابین و رفتند حتّی کشته هم شدند و ... ما دیگر نمی‌دانیم، خدا خودش می‌داند چه کند. حساب حساب است دیگر، مسأله حساب است، روایت هم داریم از امام‌باقرعلیه السّلام ظاهراً روایت داریم، یک شخص آمد به حضرت عرض کرد، حضرت فرمودند: آیا با رفتن خودت دل این‌ها را نلرزاندی؟ به همین اندازه حساب داری؟