ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
10چهکار باید کرد؟ در یک همچنین شرایطی چهکار باید کرد؟ لذا میرسد به یک روزی که شرائط آماده میشود، جنابشریحقاضی تشریف میآورند، با ریش و مقام إفتاء و الحمدلله مقام إفتاء مثل اینکه همیشه بوده؛ فوری، در هر قضیهای ما این فتوا را میخواهیم، بنشینید ما برایتان تا دوساعت دیگر فتوا را جور میکنم، آقا تا صبح میخواهیم، تا چند روز دیگر میخواهی؟ تا دوهفته دیگر! بابا دوروزه میدهم دستت، مسألهای نیست. آقا، صبح گفتند: امامحسین، خونش حلال است. ا ا ا! پسر پیغمبر، امام، فلان ...
مادر؛ حضرتفاطمه. پدر؛ علی. پسر پیغمبر!! نخیر، بر علیه یزید قیام کرده، هیچ اشکال ندارد، هر کسی میخواهد باشد، در اسلام که پارتی نداریم، در اسلام که روابط نداریم، ضوابط [حاکم است] جناب یزید هم خلیفةالمسلمین و این آمده در مقابل یزید بیعت نکرده، خلافت را نپذیرفته و مردم را دعوت به سوی خود میکند و در نظام حکومت اسلامی یزید دارد خدشه وارد میکند، دارد دو دستگی و نفاق و اینها ایجاد میکند، مشخص است، حکم هم مشخص است، نیاز هم به دادگاه ندارد، اصلًا قضیه حکم صادر شده بود و مطلب ندارد!
ببینید، اینها میآیند میبینند فلان و بعد هم از آن طرف اگر کسی به دنبال ما نیاید: اینطورش میکنیم، فلان میکنیم، سقف را بر سرش خراب میکنیم، اگر کسی بیاید طلا و نقره و عِقار و فلان، این حرفها، میدهیم! این دوقضیه با هم یکدفعه میبینید طرف، حتّی ممکن است یادش برود که یک روزی در مسجد کوفه من نشسته بودم علی گفتها! خُب بالاخره دیگر راست میگوید، علی گفت این کار را میکنی، ولی علی هم باید بداند پسرش نباید این کارها را بکند، آن هم باید بداند نباید این کار را بکند. خُب بعد هم از آنطرف خیلی خُب حالا ما میرویم پرچم را دست میگیریم، ولی کنار میایستیم، حالا نمیرویم، برویم ببینیم چه میشود، رفتن که دیگر کشتن نیست، کنار میایستیم! آقا، میرود و میزند و میکشد، به آنجا هم میرسد، یواشیواش، وقتی کار از کار گذشت و شد عصر عاشورا ایددموای! آنچه را که گفته بودند اتّفاق افتاد. وقتیکه عصر عاشورا میشود، عجب! تمام آنچه را کهگفته بودند، تمام آنچه را که پیشبینی کرده بودند، تمام آنچه را که برای ما گفتند، همه آنها اتّفاق افتاد، دیگر هم کاری نمیشود کرد!

