ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
18خدا میگوید: من آن را برایت به منصه ظهور درمیآورم، همان را به منصه ظهور درمیآورم، تو میشوی قرین امام سجاد علیه السلام، تو میشوی قرین امام باقر علیه السلام، تو میشوی قرین امام رضا علیه السلام، قرین میشوی میآیی مینشینی در کنار آنها، البته در تحت آن ولایت و در تحت آن چیز، آن بحث بساطت جداست، این چهارده معصوم آنها واسطه هستند، ولی این آن را در خودش میآورد، وقتی که میآورد در خودش، در خودش دیگر هضم میکند، دیگر چیزی جز امام رضا علیه السلام نمیبیند که بخواهد به او برسد، چون امام رضا علیه السلام همه وجودش را گرفته، چیزی جز امام سجاد نمیبیند چون امام سجاد همه وجودش را گرفته، دیگر چیزی نمیخواهد، اصلًا چیزی بهفکرش نمیآید از خدا بخواهد این را بدهد، باید یک چیزی بیاید به فکرمان دیگر، من الآن تشنهام میشود این لیوان آب را برمیدارم، وقتی من سیراب شوم دیگر حالا هزاری هم به این لیوان آب نگاه کنم خُب نگاه میکنم عین دیوار، خُب سیراب هستم، دیگر [تشنه نیستم که] آب بخواهم.
این چنان در دریای ولایت امام رضا غرق میشود که اصلًا دیگر فکر دریا نمیکند کجا میخواهد [فکر کند] دریا که الآن هست دیگر، دیگر چه را میخواهد داشته باشد، یعنی هیچ هوایی، هیچ فکری، هیچ امنیهای، هیچ اشتهایی، هیچ تفکری دیگر برای او نمیماند، تمام شراشر وجود او همه فانی میشود در ولایت چهارده معصوم. مقام بالاتر از این میشود تصور کرد؟!
خدا میگوید: بسم اللَه! عیدی که میخواهم به تو بدهم در امروز، این است. دیگر چه میخواهی؟ چه میخواهی دیگر، حالا از من بهشت و گلابی و هندوانه بهشت را میخواهی، مردها حور العین و خانمها هم قلمان و حالا اینها چیست بابا دیگر، اینها دیگر میشود اسباب بازی و تفنن و فلان.
آن در یک فضایی قرار میگیرد که اصلًا نمیتواند تنازل کند به مراتب مادون ظهورات و تجلیات ذاتی، به آن دیگر میگویند: جنت الذات.

