
ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ سالک بدون تنجّز در راه، پیشرفتی در سلوک ندارد. 2ـ در زمان امیرالمؤمنین کسانی بودند که هم در کنار حضرت حضور داشتند و هم جاهای دیگر میرفتند ولی بارشان را کامل (در بارگاه ایشان) نمیگذاشتند؛ عاقبت کار اینگونه افراد آثاری است که برای اصحاب یمین میباشد و در زمان علامه، خیلیها شاگرد ایشان بودند اما بینش افراد نسبت به قضیّه فرق میکرد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی جلسات متفاوتی داشتند اما بعد از جلسه شبهای سهشنبه، سُکر و مستی عارفانهای به افراد دست میداد؛ چون لحن بیانات ایشان فرق میکرد و دستور میدادند که این حال را حفظ کنید. همینطور بزرگان دستور میدادند مراقبهای که در ماه رمضان داشتید باید ادامه بدهید. 4ـ اهل دنیا آنچنان متوغل در کثرات شدهاند که فقط در این محیط آلوده میتوانند زندگی کنند، آنقدر بر خود ستم کرده و از منبع فیض فاصله گرفتهاند که دیگر وجودشان متعفن و ذاتی آنها شده است مثلا دروغ برای آنها مستحسن و خیانت برایشان امانت شده است. 5ـ آب را از سرچشمه نباید گل آلود کرد و در هر قدم باید رضای خدا را بهدست آورد؛ زیرا در غیر اینصورت نفس برای خطای بعدی آمادگی پیدا میکند (مانند کسی که در اثر عادت به برقگرفتگی، ولتاژ نسبتا زیاد برای او اثر ندارد). 6ـ خداوند در هر لحظه بر انسان شوکی وارد میکند و هرآنچه برای او مهم است را به او میفهماند (وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُون). 7ـ کسانیکه در کربلا آمده و اجتماع کردند افرادی بودند که شوکهای خداوند در آنها دیگر اثر نمیکرد. 8ـ داستان شخصی که در کنار امیرالمؤمنین از سخنان حضرت به وجد آمده بود، ولی حضرت به او فرمودند: تو روزی جزء کسانی هستی که برای کشتن پسر پیغمبر حرکت میکنی؛ زیرا حالت او کمکم عوض میشود. (مانند بلند شدن ناخن که شخص اصلا متوجه نمیشود، از بین رفتن ایمان همینطور است و شخص نمیفهمد که چگونه حال و هوایش تغییر پیدا میکند). 9ـ شخص باید زرنگ باشد؛ فردی تا خبر فوت مرحوم حداد را شنید بلافاصله با مرحوم علامه طهرانی تماس گرفت و گفت خواستم بگویم قضیه در دست شماست و همان ارادت به آقای حداد را اکنون نسبت به ش
ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
3این مطالبی را که امشب میخواهم خدمت رفقا عرض کنم خیلی مطالب مهمّی است و مطالب کلیدی و حیاتی است.
اینگونه افراد در زمان گذشته همیشه بودند، در تاریخ بوده، اختصاص به این زمان و آن زمان ندارد، بشر همینطور است. از زمانی که حضرتآدم خلق شده همین تقسیمبندی بوده، همین تنوع در سلیقه بوده، همین تنوع و اختلاف در تفکر و راه بوده و همینطور تفاوت در مسیر بوده است.
و ما این مطالب را هم مشاهده میکردیم، نه خیال کنید که در زمان مرحومآقا رضواناللَهعلیه قضایا به این کیفیت نبوده، عین همانچه را که من خدمتتان دارم میگویم در آن زمان بوده و ما مشاهده میکردیم، در افراد مشاهده میکردیم، همه شاگرد آقا بودند، همه جزو تلامذه آقا بودند، همه جزو ارادتمندان ایشان بودند، ولی نگاهها به قضیه در عین اینکه همه خواهان ایشان بودند تفاوت داشت، صورت مسأله فرق میکرد، صورت مسأله تفاوت میکرد.
ایشان میگفتند که بعد از مجالس ذکر، که البتّه خود مجلس مثلًا فرض کنید که عصر جمعه بود. خُب مجلس، مجلس ذکر بود، دعای سمات بود، دعاهای دیگر بود، مطالب دیگر بود. یا اینکه فرض کنید که در شب سهشنبه خُب حساب و کتابش با بقیه شبها فرق میکرد، در شبهای دیگر ایشان تفسیر قرآن میگفتند و از اوّل سوره حمد که شروع کرده بودند تا آلعمران هم گذشته بود، از زمانی که از نجف آمدند سوره بقره و سوره آلعمران هم ظاهراً تمام کرده بودند، تفسیر قرآن بود دیگر، و مبنای تفسیر ایشان هم همین تفسیر المیزان بود.
ولی در شبهای سهشنبه لحن صحبت تفاوت میکرد، تعابیر فرق میکرد، و مسائل اخلاقی گفته میشد و احادیث قدسی، حدیث یاعیسی یاعیسی، که در جلد هفدهم بحار است البتّه هفدهم به چاپ رحلی، نه به چاپ خطی، نمیدانم در چاپهای خطی چه شمارهای است که این احادیث قدسی را ایشان بیان میکردند و خُب واقعاً مجلس حال و هوای دیگری داشت، خیلی فرق میکرد، به طوری که وقتی که جلسه تمام میشد در آن شبها یک حالت سُکر و مستی، حالت سبکی و انشراق و خلسه عارفانه و روحانی میتوانیم بگوییم برای خیلی از افراد دست میداد.
