اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت سلوک یعنی عدم اعتنا و التفات به خود

14179
سال 1436
نسخه عربی

حقیقت سلوک یعنی عدم اعتنا و التفات به خود

16
  • خلاصه پناه بر خدا، باید از خدا بخواهیم که خداوند این نعمت را از ما نگیرد، یعنی این یک مسئله حیاتی است که همه وجود انسان به این یکی بستگی دارد، وَ مَا أَنَا یا رَبِّ وَ مَا خَطَرِی؛ خدایا من چه جایگاهی اصلًا دارم، یعنی واقعاً امام سجاد وقتی این مطلب را به خدا عرضه می‌کند به حقیقت این مطلب از همه افراد و از من و شما بهتر رسیده، خود ما که الآن داریم این را می‌گوییم و شما که این مطالب را دارید درک می‌کنید و بررسی می‌کنید، این را امام‌سجاد با تمام وجودش احساس می‌کند که اگر یک روز خدا بیاید به امام‌سجاد بگوید: تو چه جایگاهی داری کی هستی و چه هستی؟ امام‌سجاد چه جواب می‌دهد؟ می‌گوید: من صفر هستم، من صفرم خدایا. همان حرفی که مرحوم‌آقا زدند: من در قبال استادم صفر هستم و نه تنها آنجا ما بارها از ایشان شنیدیم، بارها در طول عمر ما از ایشان می‌شنیدیم نه آن ابتدای [آشنایی‌شان‌] تا ... من در قبال ایشان صفر هستم، و این‌طور نبود که تواضع بخواهند بکنند و [فقط ادب‌] بکنند، خُب واقع را می‌دیدند و می‌گفتند، یعنی آن حقیقت و واقع را احساس می‌کردند و می‌گفتند و ما همه چیز را از ایشان می‌دیدیم، یعنی عجیب اینجاست که یک نفر بخواهد این بروزها را داشته باشد، این ظهورها را داشته باشد، ولی در عین‌حال در نفس خودش یک همچنین حالی دارد، در نفس خودش این بروزها و ظهورها هیچ معنا ندارد و هیچ راه ندارد، تمام این بروز و ظهورها می‌آید تا دم این لباس، دیگر این تو نمی‌رود همه‌اش بیرون است اینجا می‌آید می‌ایستد. همه اینها می‌آید در اینجا توقف می‌کند دیگر اینجا وارد نمی‌شود که بخواهد اینجا را خراب کند قلب را خراب کند، لذا ایشان می‌فرمودند: رفقا و دوستان وقتى که مى‌خواهند وارد جلسه بشوند هر کسى هر چه دارد کنار در خالى کند خودش تنها به جلسه بیاید! ببینید چقدر حرف است، همه این حرفها را به ما زدند، کیست که گوش بدهد!؟