محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام
15یک آدم معمولی نیست که بگوییم برو بابا نشسته اینجا دارد شر و ور میگوید. امام سجاد یعنی این حبل اللَه بین اللَه و بین الخلق، آن عروة الوثقی، آن واسطه، آن وسیله، آن جریان ولایی که مدیر و مدبّر و محرّک و نیرو دهنده و ایجاد کننده و واسطه نزول فیض پروردگار در همه عوالم هست، این دارد یک همچنین حرفی میزند. حالا که این دارد این را میگوید پس ما همین را باید بیاییم روی خودمان مقایسه کنیم، پس ما که هستیم. این که خودش صاحب ولایت است، این که خودش همه کاره عالم است، این که تمام عالم به نفس او بسته است، این که تمام ذرات عالم وجود حیاتشان، بقائشان، حرکتشان، سکونشان، وجودشان، ماهیتشان، همه چیزشان به رگ حیات این بستگی دارد، این دارد میگوید خدایا من ذره نیستم. پس دارد به ما یاد میدهد که پس تو کجایی! منی که صاحب ولایت هستم، منی که امام هستم، منی که به وجوده الارض و السماء آسمان و زمین به وجود من است من دارم این را میگویم و درست هم میگویم، و به آن معتقد هم هستم. تو که دیگر اصلا نه سر پیازی نه ته پیاز، تو دیگر چه رقمی هستی، داری اینقدر در عالم گرد و خاک میکنی، میگیری، میزنی، میبندیم، برود، بیاید، چه خبر است بابا! بیا پایین بابا با هم دیگر راه برویم تو دیگر چرا.
آن وقت آدم میآید این عبارت را بر خودش وفق میدهد، بر خودش میسنجد، بر خودش تطبیق میکند، موقعیت خودش را نسبت به این کلام امام سجاد علیهالسلام در نظر میگیرد، ما کجای قضیه هستیم؟ خب این امام است، در امام بودنش هم شکی نیست، این امام است، صاحب ولایت است، تمام عالم به اراده او است، ذرات در همه عوالم از ما سوی اللَه تا پایین دارد به اراده او انجام میگیرد، این دارد میگوید خدایا من نیستم. او دارد به ما توحید را یاد میدهد که آدم موحد این است، در عین اینکه تمام خصوصیات و تمام آثار و تمام بروزها و ظهورها و آثار و آیات و نشانهها و قدرتها و علمها و همه حرکات و سکنات را خدا در وجود او قرار داده؛ خود او هیچ است و خدا قرار داده، یعنی همه چیز خداست. ولایت یعنی خدا، آثار او یعنی آثار خدا، ظهور ولایت یعنی ظهور خدا. مبادا این در خیبر که میبینی کنده شد این را از علی ببینی! مبادا این خورشید که برگردانده شد این خورشید را از علی ببینی! مبادا این ماه که دو نصف میشود این را از پیغمبر ببینی! مبادا این عالم را که کن فیکون میشود را از اراده این ببینی! اینها همه اراده خداست و ظهورش از این شخص است، ظهورش از این است، بروزش از این است، واسطه این است، آینه این است. شما با یک پرده جلوی خورشید را بگیرید یک دفعه آینه میشود تاریک، غیر از اینست؟ این آینهای که الان گرفته جلوی خورشید، خب خورشید میتابد به این آینه و نورش میرود آنجا، عجب آینهای است نگاه کن همه جا را روشن کرده، کاری ندارد یک پرده بیاورید یک متر در یک متر، بگذارید جلوی چی؟ جلوی خورشید در یک فاصله میبینید آینه تاریک شد، آن اتاقی هم تاریک شد، آن نوری که میخورد آنجا همه تاریک شد، همه تاریک و تمام شد، یک دفعه پرده را بردارید دوباره همه چیز روشن میشود.

