رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
18خُب اینها هم همین است، مقصود از گناه، خود گناه و معصیت نیست، آن عملی که انسان را دور میکند، آن عملی که برای انسان گیر ایجاد میکند، دست و پای انسان را میبندد، آن عملی که فکر انسان را میگیرد، آن عملی که راحتی و فراغت را از انسان سلب میکند، آن عملی که نفس را مشغول میکند، آن عملی که نفس را از رسیدن به فراغت و به عبادت و به فکر و تجرّد باز میدارد و به امور دنیا گرفتار میکند، همه اینها در یک قالب قرار میگیرد، همه اینها در یک کادر مورد ارزیابی قرار میگیرد که همه اینها ابتعاد از خداست، ابتعاد از خداست.
پس بنابراین باید از خدا بخواهیم که: خدایا ما را به فضل خودت همیشه راهنمایی کن. وقتی یک همچنین مسائلی در اختیار قرار میگیرد، ذهن ما را متوجّه کن فضل یعنی این، گول نخوریم، برویم از اینجا وام بگیریم از آنجا وام بگیریم، فلان بکنیم، بعد میآییم چکار میکنیم، چکار میکنیم! ا! این کار را میکنیم! این چیست؟ همانجا بیاید سراغ ما، چه خبر است؟ بگذار کنار، راحت باش، راحت زندگی کن، سرت را راحت به متّکا بگذار، شب که میخواهی بخوابی بیفکر و دغدغه بخواب، این برای تو صلاح است نه اینکه با هزار تشویش با هزار خاطر و با هزار تا دعای مردم بخواهی سرت را بگذاری. وقتیکه این مسئله میخواهد پیش بیاید تو بیا در فکر من در قلب من، محبت خودت را بینداز و مرا از وارد شدن در این گرداب و وارد شدن در این باتلاق نجات بده.
وقتی محبت تو آمد یکدفعه بگویم: چیه؟ آخر این دنیا ارزش دارد بروی از این بگیری، از آن بگیری، از آن بگیری، از آن بگیری، بعد هم در آن گیر کنی! هان! این چرا قبلًا نبود؟ آنموقع دلمان میخواست: آره خوب است بابا! میرویم این کار را میکنیم، سرمایهمان اینجور میکنیم، بالا میبریم، [سود] میکنیم!! امّا وقتیکه محبت خدا میافتد: میخندد، ای بابا، برو پی کارت!

