
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
12نور ظاهر به ذات و مظهِر غیر است
نور برای چه وضع شده؟ میخواهیم ببینیم در بین این موجودات، لفظِ نور برای چه وضع شده؟ میبینیم: هر چیزی که خودش ظاهر باشد فی حدِّ نفسه، و غیر را ظاهر کند، به او میگوییم: نور.
الآن نوری که در فضای این مسجد هست، این نور را چه چیزی دارد ظاهر میکند؟ هیچ چیز، نور خودش ظاهر است. موجودات این مسجد به نور ظاهرند. الآن این بلندگو، این ظرف آب، این فرشِ در این مسجد که ظاهر است، به چه ظاهر است؟ به نور. اگر نور نباشد ظاهریم؟! اگر این چراغها را خاموش کنند الآن ما این گُلهای قالی را از هم تشخیص میدهیم؟! عبای قهوهای را از عبای سیاه تشخیص میدهیم؟! ابداً رنگی نیست. اصلاً رفقا را از هم تشخیص نمیدهیم، دوست را از دشمن تشخیص نمیدهیم، ستون را از دیوار تشخیص نمیدهیم، هیچ چیز را تشخیص نمیدهیم. همینکه نور آمد تفاوت موجوداتِ مختلفه، با نور روشن میشود؛ امّا خودِ نور چیزِ دیگری نمیخواهد که خودش را روشن کند، خودِ نور، نور است. تمام اشیاء این مسجد با نور هویدا میشوند، امّا نور خودش هویداست. حالا این نور را چه هویدا کرده؟ خودش هویداست. پس هر چیزی که فی حدِّ نفسه ظاهر باشد و شیء دیگر را ظاهر کند، ما به آن میگوییم نور.
یکی از مصادیق نور، نورِ همین چوب و کُنده است که شما آتش میزنید، چند تا تخته جمع میکنید کبریت میزنید، این نور پیدا میشود. این چیست؟ نور است؛ چون خودش ظاهر است، و در جای کوچک اطراف خود را روشن میکند، چیزها را به شما نشان میدهد؛ نورِ ماه نور است، چون خودش ظاهر است و در تاریکیِ شب راه را به شما نشان میدهد؛ نور خورشید نور است، واقعاً نور است، چون خودش ظاهر است، و چیزهای دیگر را به شما نشان میدهد؛ عقل نور است و واقعاً نور است، چرا؟ چون خودش ظاهر است و به واسطۀ عقل مجهولاتی برای انسان حلّ میشود. اگر کسی عقل نداشته باشد نمیتواند کشفِ مجهولات از روی مقدّماتِ معلومه بکند، یا نمیتواند به برهانی برسد، نمیتواند مسألۀ ریاضی حلّ کند، در مشورت با او از جواب عاجز است، عقل ندارد، تشخیص بین خوب و بد نمیدهد، چون عقل ندارد، نور ندارد؛ آدم دیوانه نور ندارد، عقل ندارد. پس عقل چیست؟ عقل میشود نور.
