
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
14بـه نـزد آنکـه جانـش در تجلّـی است *** *** همه عالَم کتاب حق تعالی است عَرَض إعراب و جوهر چون حروف است *** *** مراتب همچو آیات وقوف است1 آن وجودِ اصیلی که خودش روی پای خودش سوار است، خودش قائمِ به ذات است، و تمام موجودات به او قائمند، و او قیّومِ موجودات است، او خداست. آن خدائی که خودش ظاهر است، فقیر نیست، محتاج نیست، عاجز نیست، سائل نیست؛ بلکه در ذات خودش قائم به وجود خودش است؛ و علم موجودات از او پیدا شده، قدرتشان از او پیدا شده، نورشان از او پیدا شده، حیاتشان از او پیدا شده، نسبتِشان از او پیدا شده؛ پس خودش ظاهر است و دیگران ظاهرند به خدا.
خدا نور است چون وجود و ظهور همه به اوست
پس ﴿ٱللَهُ نُورُ﴾، نورِ چه؟ نور تمام موجودات، ﴿ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ یعنی: همۀ موجودات؛ ﴿ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾ یعنی: سماواتِ عالم مادّه، و سماواتِ عالم معنا، آن ملکوت أسفل و ملکوت أعلیٰ که عبارت است از عالم مثال و عالم نفس و عالم جبروت و عالم لاهوت که اسماء و صفات باشد، خدا تمام نورِ اینهاست؛ به هر موجودی که هرجا چشمِمان بخورد، اوّل خداست که نور میدهد؛ اگر خدا نباشد نور نیست؛ ما که داریم صحبت میکنیم، شما که دارید میشنوید، اوّل خداست بعد ما؛ ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾2 معنایش همین است.
﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾3 معنایش این است که: «هرجا باشید او با شماست.» یعنی ما یکی، آن هم یکی دیگر، خدا میشود دوّم؟! نه! یعنی: وجود ما قائم به اوست. همینطوری که بدن ما قائم به نَفسِ ماست، ما دارای روح و بدن هستیم، هرجا ما هستیم نفس ما هست، روح ما هست؛ امّا روحِ ما به اضافۀ بدن نیست، یک معنای بسیط و بدون اندازه و غیر مرئی است. روح اینطور است دیگر! روح مزه ندارد، روح رنگ ندارد، روح اندازه ندارد، روح به پیکره و به کیفیّات مادّی نیست؛ ولی در عین حال بدن ما به او قائم است، و او حیات بدن ماست. خداوند علیّ أعلیٰ حیات همۀ موجودات است، و تمام موجودات شکل و صورت، و ظهور و بروزند، یعنی تمام موجودات آیه و علامت پروردگارند.
- گلشن راز، با خط عماد اردبیلی، ص ١٩.
- سوره ق (٥٠) ذیل آیه ١٦.
- سوره الحدید (٥٧) قسمتی از آیه ٤.
