تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
15کارهایی که ماها میکنیم همین است دیگر، نشستیم سر جایمان آقا بروید آنجا را بسازید فلان کنید چکار کنید، بعد هم اسم ما را آن بالا بچسبانید، آن هم پانزده متر! خُب ما اینجا چکاره هستیم که میگوییم آنجا بسازد؟ خانهام را فروختم؟ باغ بالایم را فروختم، ییلاقم را چکار کردم قشلاقم را چکار کردم، کدام را برداشتم؟ یکی دیگر پول داده تو واسطه هستی، گفتی درست کن و حتّی زحمت آمدن و نگاه کردن به ساختمان هم به خودت ندادی بنده خدا! این بر حسب اراده کذا این مکان اختتام پیدا کرد آنجا اینجا آنجا، در بقاع متبرکه در مشاهد مشرفه، حرم ائمه علیهمالسّلام ا ا آنجا هم بله! آدم میآید بغل امام، بغل امام معصوم، بغل حرم آنجا هم اسم خودش را میگذارد؟ اهل معنا این کارها را نمیکنند. این که فرق هست این است، اهل معنا طلبکارانه عمل نمیکنند بدهکارانه عمل میکنند این نتیجهاش است، طلبکارانه یعنی چی؟ یعنی هزارتا هم از این کارها بکند باز خودش را بدهکار میداند. کسی که بدهکار است که نمیآید اسمش را بگذارد. آن که اسم میگذارد: آقا بنده کردم دیگر باید هم باشد هر کس میآید نگاه کند به آن بالا آقای فلان را ببیند که با قصد قربت برود دستشویی! اسم آقای فلان را ببیند، یا اینکه فرض کنید میخواهد برود نماز بخواند قصد قربتش زیاد شود! اینجا چیزی است که حسبالاراده و حسبالامر مثلًا چی ساخته شده، این قصد قربت را بالا میبرد نیت خالص را بالا میبرد!
اهل معنا میگویند که فقط ذهن را به یک طرف باید منعطف کنیم، فقط به یک جا فکر کنیم وقتی داری میروی در مسجد چشمت به کاشی نباید بیفتد ای بدبخت! وقتی وارد مسجد میشوی فقط باید به او فکر کنی نه به کاشیها، نه به آن چیزهایی که آن دور و دور نوشته شده، نه به مسائل دیگر چی بگوییم بابا هیچی حرف نمیتوانیم بزنیم فقط وقتی وارد مسجد میشوی فقط باید به آن بالا توجّه کنی، چیزی غیر از او در ذهن نیاوری، مسئله دیگری در ذهنت نیاید، شخص دیگری همراه با او در نفس تو قرار نگیرد که منی که الآن دارم اینجا نماز میخوانم حسبالاراده او بوده دارم اینجا نماز میخوانم. هیچ چیزی نباید غیر او باشد، او وحید است، او فرید است، او واحد است، او احد است، او هو است و هو غیر هو را برنمیتابد و تحمل نمیکند و وجودی را در کنار وجود خودش نمیپذیرد، چطور ما آمدیم خود را در کنار او قرار دادیم؟ این راه و روش اهل معناست، اهل حقیقت این است منظورشان، راه و روششان این است و به مردم این را یاد میدهند.

