اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل

14082
سال 1436
نسخه عربی

تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل

17
  • خُب آدم بعد از نود سال بعد از هشتاد سال، بعد از نود سال، ببیند عجب یک چیزهایی بوده، یک خبرهایی بوده و این از آنها خبر ندارد، یک مطالب ... و آنجا احساس می‌کند که هان! پس مسئله غیر از این باید باشد، غیر از آنچه که تابحال با آن ممارست داشتیم، مورد مطالعه ما بود مدارکی که مورد مطالعه ما بود، مسائلی که مورد ... یک چیزهای دیگری هم باید در اینجا باشد، اتفاقاً همین مطلب را هم بنده مرحوم آیت اللَه خوانساری از ایشان شنیدم؛ یک وقتی رفته بودم خدمت ایشان یک نامه‌ای از مرحوم آقا برده بودم برای ایشان، ایشان در بازار طهران [بودند] مرحوم آقا سید احمد خوانساری ایشان بسیار مرد عالم و فاضلی بود و اهل فلسفه بود و فلسفه خوانده بود و حتی بعدها شنیدم یک حالاتی هم داشتند، این هم شنیدم که بی هیچی نبوده و یک حالاتی داشتند، مسائلی داشتند. من با ایشان راجع به یک قضیه صحبت کردم و نیم ساعت تقریباً به‌طور طلبگی، تجری کردیم جسارت کردیم، خلاصه بالاخره خودمان را نخود آشی کردیم و راجع به مسئله‌ای صحبت کردیم و دیگر در آخر ایشان سکوت کردند. بعد ایشان فرمودند که نظیر یک همچنین عبارتی را سلام ما را به پدرتان برسانید، ایشان از معدود مفاخر عالم اسلام است، این تعبیر یک تعبیری است که خب ایشان یک شخص مرجعی بود، مرحوم آسید احمد خوانساری مرجع بود و شخص عالمی بود، شخص بزرگواری بود و اهل فن بود و آدم‌شناس بود، اینها می‌فهمند، یعنی اینها، اینکه می‌گوید: ایشان از مفاخر، این چه بوده؟ یعنی نباید فقط مسئله مسئله ظاهر باشد، مسئله علم و اینها باشد. با یک خضوعی ایشان این مطلب را بیان کردند، با یک خضوعی و در نامه‌هایی که ایشان فرستادند خُب الان نامه‌ها هست این اظهار ارادت در اینها پیداست که ایشان چقدر اظهار محبت و ارادت می‌کردند؛ توجه می‌کنید! با اینکه باز هم ایشان نسبت به خیلی‌ها خیلی جلو بودند خیلی مقدم بودند قُدسشان، تقوایشان و صلاحشان چه بود، خیلی جلو بود. ولی علی‌کل‌حال یک مطالب دیگری هم هست اتفاقاً در جلد دوم اسرار بنده یک قضیه‌ای آوردم آنجا رفقا مراجعه کنند، آن قضیه مربوط به ایشان است‌1 .

    1. اين قضيه در كتاب افق وحى، ص ٥٣٥ آمده است.